تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
و ديگر اين‌كه : اين نظريه ، نظريهء تشكيك وجود را ابطال نمىكند ، بلكه نظريهء فوق آن را اثبات مىكند ؛ يعنى يك نظر ديگرى اثبات مىكند ، و حقيقتى را تشخيص مىدهد ، كه به موجب آن ، نظر اوّلى صورت مجازيت اتخاذ مىكند . و بالجمله چنانچه حكماى يونان ، بحث در احكام ماهيّت كرده ، و با براهين احكامى از براى آنها اثبات مىكردند ، و چون حكماى اسلام نظريه اصالت و تشكيك وجود ، و اعتباريت ماهيت را به اثبات رسانيدند ، سبك اوّلى باطل نشده ، و احكام ثابتهء آن از ميان نرفت ، بلكه سبك نخستين نسبت به سبك تازه نظر جليّى شده ، در برابر نظر دقيق ؛ هم‌چنين مسئلهء وحدت شخصى وجود ، نسبت به وحدت تشكيكى وجود ، نظرى است أدقّ در مقابل نظر دقيق ، و حقيقتى است عميق‌تر از حقيقتى كه تشكيك وجود به آن در مقابل اصالةالماهيّة حكم مىكرد . پس احكام و حقايقى كه از روى مسلك تشكيك وجود با براهين اثبات شده ، در جاى خودشان ثابت ، و در مرتبهء خودشان محقّق‌اند ؛ بالنّظر إلى النّظر الأدقّ موضوعشان مرتفع است ، نه اين‌كه با حفظ بقاى موضوع ، حكمى مناقض و مبطل حكم اولى بر آنها دارد . و على بعض الاصطلاحات نظر ثانى وارد است به نظر اول ، نه معارض . و ديگر اين‌كه : چون در دار تحقّق و وجود ، به جز ذات حقّ موجودى به حقيقت نيست ، و موجودات مجازى تعيّنات و ظهورات وى مىباشند ، پس هر يك از آنها اسمى هستند از اسما حقّ . إذلا نعنى بالاسم إلّاالذّات مأخوذاً بوصفٍ . جز اين‌كه مراتب ممكنات اسما جزئيّهء كونيّه هستند ؛ و مراتب اسماء اسماء كليّه هستند كه : از نسبت ما بين آنها اسماء كونيّه به حسب قلّت ، و كثرت ، در سعه ، و ضيق اسماء كونيّه منبسط مىباشد ، از جهت مرتبه متأخّر است از وجودى كه از روى اسماء كليّه پرگشاده . و از اين جهت اوّلى با فيض مقدّس ، و دومى با فيض اقدس معروف است . و در ميان اسماء كليّه هم اسمائى كه از تعيّنات متنوّعه اثباتى حكايت مىكنند ، متأخّرند از اسمى كه حكايت مىكند از عدم تعيّن ذات ، كه بعينه تعيّنى است و به مقام احديّت