علم فعلى نمىتوان حقيقتاً قائل گرديد ، زيرا مساوقت ميان علم و وجود ، با تفكيك ميان آنها منافات دارد . و به عبارت اخرى اثبات علم حقيقى به نحو حقيقت ، و اثبات وجود عينى ، يا ظلّى مجازى به نحو مجاز با هم ممكن الجمع نيستند . چه معلوميت هرچيز به نحو موجوديت اوست ؛ اگر حقيقى است حقيقى ، و اگر مجازى است مجازى . و اما حيثيّت وجود موجودات ، و شئون ذاتيّهء حقّ سبحانه ، پس حاضرند در ذات بالذّات . پس معلوم هستند به عين معلوميّت ذات جلّت كبريائه ، به موجب برهان بسيط الحقيقه كه صدرالمتألهين قدس سره اقامه كرده .
فان قلت : فرقى ميان دو قسم از علم كه مذكور شد نيست ؛ زيرا وجودات اشياء و ماهيات آنها جميعاً بهره از وجود حقيقى ندارند ؛ و ثبوت همه آنها ثبوتى است مجازى .
قلت : ثبوت ماهيات و اعيان ثابته بعرض ثبوت وجود آنهاست ؛ و ثبوت وجود آنها بعرض ثبوت حقيقى ذات مىباشد . پس ثبوت ماهيات مجاز فىمجاز خواهد بود ؛ و ثبوت وجود آنها مجاز فقط .
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 154
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٥٤