و همچنين راز پيدايش هر حادثهاى را از حوادث مربوطهء سابقه جستوجو مىنمايد و هرگز رابطهء يك حادثه را از همهء حوادث قطع نمىكند و نيز درك مىكند كه سازمان جهانى علت و معلول هر آفريدهاى را طورى ساخته و در محيطى قرار داده است كه برنامهء زندگى و خطمشى او را تعيين مىكند و هر آفريدهاى خطمشى تكوينى خود را ترك نمايد سعادت هستى خود را از دست داده ، گرفتار هلاكت خواهد شد ؛ مثلًا اگر درختى از خوردن آب ، يا حيوانى از تنفّس خوددارى كند ، حيات نباتى يا حيوانى خود را از دست داده ، جزء جماد خواهد شد .
از اين رو ، هر آفريدهاى از فرمانبردارى علل و اسباب آفرينش خود و پيمودن راهى كه براى وى رسم كردهاند ناگزير است . انسان نيز اگرچه به واسطهء شعور و ارادهاى كه دارد آزاد است ، ولى آزادى وى در برابر همنوعان خودش مىباشد كه شعور و ارادهاى همانند هم دارند و هرگز نمىتواند آزادى خود را به رخ علل و اسبابى كه او را به وجود آوردهاند يا در اعمالش دخالت دارند بكشد .
و اگر احياناً از تأثير سببى فرار مىكند ؛ مثلًا از آفتاب به سايه يا از باران به زير سنگى مىگرايد ، در حقيقت از سببى به سببى ديگر پناه مىبرد .
پس بايد انسان با واقعبينى خدادادى خود ، پيوسته خود را در حال عدم استقلال و سرسپردگى مشاهده نموده ، وظايف و برنامهء زندگى خود را از دستگاه آفرينش و محيط هستى فراگيرد و راهى را كه به دست آفرينش براى وى هموار شده پيموده ، فرمانبردارى نمايد و چون همهء افراد جهان آفرينش و نظامى كه در آن حكومت مىكند مانند خود انسان غيرمستقل و همه از همه جهت نيازمند و مستمند آفرينش و پرورش خداى جهان مىباشد بايد خود را بندهء وى دانست و از آنچه براى انسان مىخواهد پيروى و فرمانبردارى نمود و مظهر ارادهء خداى متعال جهان آفرينش و انسان مىباشد و شناختن خواستههاى خداوند همان شناختن وظايف و احكامى است كه آفرينش انسان و جهان به وى دلالت دارد .
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 98
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٩٨