مىشود . و اين قانون كلى در همهء آفريدهها از سادهترين بسايط گرفته تا پيچيدهترين مركبات جارى است . جهان انسانى نيز جزء ناچيزى از جهان بزرگ است و حتى در كوچكترين شئون هستى خود نمىتواند از نظام عمومى جهان سرپيچى نمايد و از ناحيهء آفرينش با قوا و ابزارى كه با هدف زندگىاش مناسب است تجهيز شده و هدايت مىشود و ناگزير بايد آفرينش ويژه و محيط آفرينش خود ( جهان بزرگ ) را در نظر گرفته فراموش نكند ؛ يعنى وظايفى را برنامهء زندگى قرار دهد كه آفرينش براى وى مىخواهد نه آنچه را كه عواطف و اميال بىقيد و شرط .
در نتيجه بايد انسان در زندگى خود روشى را دنبال كند كه از آفرينش سرچشمه مىگيرد ، نه روشى را كه خوشايند اميال و عواطفش است و به عبارت ديگر دين بايد فطرى باشد - قوله تعالى :
« فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ »
. « 1 » - نه پيروى هواى نفس ، مثلًا چون انسان با جهاز تغذى مجهز شده بايد بخورد و بنوشد و چون با وسايل تناسل مجهز است بايد جفتى براى خود بگيرد و چون ظاهر بشرهاش لخت است و مانند چهارپايان و مرغان پشم يا پر ندارد بايد رخت بپوشد و چون سراپا با ابزار دفع خطر مسلح شده بايد در حفظ بقاى خود بكوشد و هرگز آزاد نيست كه خوردن و نوشيدن و نكاح را ترك گويد يا خودكشى نمايد . از اين جاست كه در اسلام حتى به ضروريات زندگى مانند خوردن و نوشيدن و رخت پوشيدن امر شده است .
توضيح مطلب با بيان ديگر اينكه انسان بدون استثنا در هر كارى كه انجام مىدهد چنگ به دامن اسباب و وسايلى مىزند كه مخصوص آن كار است ؛ مثلًا براى ديدن چيزى از نور چشم و براى شنيدن آوازى از گوش و براى گرفتن يا برداشتن چيزى از دست استفاده مىكند و هرگز در انجام يافتن كارى به انتظار اتفاق نمىنشيند .
هامش
( 1 ) . روم ، آيهء 30