گاهى كه تشنه مىشوند آب مىجويند ، براى رفع خستگى به لانه و آشيانه و پناهگاه خود مىروند ، همين كه به فكر بچه مىافتند جفت مىگيرند و در دفع دشمن به دندان و چنگال و نيش شاخ و منقار يا به فرار متوسل مىشوند .
نه تنها اين موجودات با درك و شعور اين حال را دارند بلكه موجودات ديگرى مانند نباتات و جمادات مركب يا بسيط كه در آنها درك و شعور سراغ نداريم همين راه را مىپيمايند و چنان كه يك حيوان در موقع گرسنگى با جهاز ويژهء خود غذا تناول مىكند ، همچنين يك نهال يا سبزه در موقع نيازمندى به وسيلهء ريشههاى خود فعاليت كرده ، مواد غذايى مناسب به سوى خود جذب مىكند و يك جماد بر اثر فعاليت ، اثر مخصوص خود را بروز مىدهد و چنان كه در هر موجود زنده آرمانى از كمال وجود دارد كه از اول پيدايش حيات خود بىآنكه لحظهاى آرام گيرد متوجه همان آرمان مخصوص خود مىباشد ( نوزاد انسانى مىخواهد مرد يا زنى كامل شود ) همچنين يك هسته و يا دانه از لحظهاى كه نوكى سبز از خود بيرون مىدهد متوجه مرحلهاى است كه در آن درختى كامل يا بوتهاى كامل خواهد بود و مواد عنصرى كه با نسبت ويژهاى آميخته مىشود متوجه مركب خاصى مىباشد .
تكيهگاه برنامهء زندگى يا پايهء اساس دين
ممكن است انسانى فرض كنيم كه برنامهء زندگى خود را همان دلخواه خود قرار دهد و پيوسته در زندگى خود بدون قيد و شرط به دنبال دلخواه برود و تا اندازهاى كه محيط زندگىاش اجازه مىدهد با خوشى و كامرانى بگذراند و در صورتى كه نيرومندتر از ساير افراد جامعه باشد خواستههاى خود را بر ديگران تحميل كرده ، همه را بردگان و بندگان خود سازد و البته به اين فرض در جامعهء نامبرده روش استبدادى و ديكتاتورى اجرا خواهد شد .
و همچنين ممكن است افراد جامعه براى رهايى از بردگى استبداد و حفظ آزادى ،