اسلامى ناميده و در پرتو آن به سوى سعادت انسانى رهبرى مىكند :
« فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ »
؛ « 1 »
روى خود را به سوى دين نموده و استوار باش در حالى كه ميانهروى را روش خود قرار دهى ، دين همان ( مقتضاى ) آفرينش خدايى است كه مردم را روى همان نوع خلقت آفريده و خلقت خدايى تغييرپذير نيست دينى كه بتواند انسانيت را اداره كند همان است .
ضمناً بايد دانست بخش دوم كه مقرراتى قابل تغيير است و به حسب مصالح مختلف زمانها و مكانها اختلاف پيدا مىكند ، به عنوان آثار ولايت عامه ، منوط به نظر نبى اسلام و جانشينان و منصوبين از طرف اوست كه در شعاع مقررات ثابتهء دينى و به حسب مصلحت وقت و مكان ، آن را تشخيص داده و اجرا نمايند .
البته اينگونه مقررات به حسب اصطلاح دين ، احكام و شرايع آسمانى محسوب نمىشود و دين ناميده نشده است .
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ »
؛ « 2 »
اى ايمان آورندگان ، اطاعت كنيد خدا و فرستادهء او و اولوالامر را .
اين است اجمال پاسخ اسلام به احتياجات واقعى هر عصر و در عين حال اين مسئله به توضيحى بيشتر از اين نيازمند است و كنجكاوى زيادترى مىخواهد و در قسمت بعدى همين بحث به وظيفهء توضيح آن قيام نموده و مسئله را روشنتر مىسازيم .
هامش
( 1 ) . روم ، آيهء 30
( 2 ) . نساء ، آيهء 63