نمىتواند با دشمنى كه حيات او را تهديد قطعى مىكند جنگ را در صورت امكان تجويز يا ايجاب نكند و در صورتى كه دفع چنين دشمنى با هيچ وسيلهاى جز كشتن ميسر نشود ، خونريزى را تجويز ننمايد .
هيچ جامعهاى نمىتواند مثلًا از تغذيهء افراد كه حافظ حيات آنهاست جلوگيرى كند ، يا تمايل جنسى را مثلًا ممنوع سازد . نمونههاى بسيارى از اينگونه موارد هست كه احكام غيرقابل تغييرى را نشان مىدهد و ربطى نيز به احكام قابل تغيير ندارد .
* * * از بيانات فوق چند موضوع روشن شد :
1 . عامل اصلى پيدايش اجتماع و قوانين و مقررات اجتماعى ، احتياجات زندگى است .
2 . تمام اقوام حتى ملل وحشى براى خود قوانين و مقرراتى دارند .
3 . وسيلهء تشخيص احتياجات زندگى از نظر دنياى امروز خواست اكثريت افراد اجتماع است .
4 . خواست اكثريت هميشه با واقع تطبيق نمىكند .
5 . يك سلسله قوانين با گذشت زمان و پيشرفت تمدن عوض مىشود و آن قوانينى است كه مربوط به اوضاع و احوال خاصى بوده است ، ولى يك سلسلهء ديگر كه مربوط به اصل « انسانيت » كه قدر مشترك ميان همهء انسانها در تمام ادوار و در تمام شرايط و محيطهاست لايتغيّر مىباشد .
اكنون كه اين موضوعات روشن شد ، ببينيم نظر اسلام چيست ؟
نظريهء اسلام چيست ؟
اسلام از نظر اينكه آيينى است جهانى و نظر خاصى به جماعت مخصوصى و زمان و مكان معينى ندارد در تعليم و تربيت مخصوص خود ، « انسان طبيعى » را در