قلمرو حكومت آن بيرون نيست درآمده است ؟
قدر مسلم اين است كه قرآنكريم با بيان اساسى خود موضوع دين آسمانى و سرچشمه گرفتن آن را از عالم غيب و ارتباط آن به نظام آفرينش و اين جهان مشهور متغيّر و دائمى و ثابت بودن مواد دينى و اخلاق فاضلهء انسانى و خوشبختى و بدبختى يك فرد يا يك جامعهء بشرى را طورى توضيح مىدهد كه با آن توضيحى كه از زبان يك دانشمند غربى ذكر كرديم فرق دارد ، اين مطالب از دريچهء چشم قرآن كريم با قيافهء ديگرى ديده مىشوند كه تسليحات بصرى بحثهاى مادى نشان مىدهد .
قرآن كريم روش و مقررات آيين اسلام را يك رشته مسائل و احكامى مىداند كه نظام آفرينش و بالأخص آفرينش انسان را با همان طبيعت متحول و متكامل خودش كه جزئى از جهان طبيعت بوده و لحظه به لحظه تغيير وجود مىدهد ، به سوى وى هدايت مىكند ، و به عبارت ديگر اسلام را سلسله مقرراتى مىداند كه مقتضاى نظام آفرينش منطبق بر آن بوده و مانند اصل خود غيرقابل تغيير است و تابع هوسرانى و دلخواه كسى نيست . مقرراتى كه حق را مجسم داشته و مانند دستورات ممالك استبدادى و ديكتاتورى به ميل و رغبت يك نفر ديكتاتور فرمانروا يا مانند قوانين كشورهاى سوسياليستى با خواستهء اكثريت افراد ، تغيير و تبديل نيافته و فقط زمام وضع و تشريع آن به دست نظام آفرينش و به عبارت ديگر منوط به ارادهء خداى جهان مىباشد .
توضيح كامل اين مطلب را در قسمت بعدى اين بحث خواهيم داد .
اسلام چگونه به احتياجات هر عصر پاسخ مىدهد ؟
در طى بحثهاى اجتماعى اين نكته را بسيار ديدهايد كه انسان نظر به احتياجات حياتى كه اطرافش را گرفته و به تنهايى از عهدهء رفع همهء آنها برنيامده و توانايى تأمين زندگى را ندارد ، ناچار حيات اجتماعى و زندگى دستهجمعى را انتخاب نموده و طبعاً