تأمين مىكند و « اسلام » نام چنين روش روشن و مقررات پاكى است . « 1 »
بديهى است كه چنين روش و مقرراتى در هر عصر مظاهر جداگانهاى دارد كه يكى از آنها روش خود پيغمبر اسلام و مقرراتى است كه در عصر خود اجرا مىكرده است .
مظاهر اسلام در اعصار ديگر بهترين و پاكترين روش و مقرراتى خواهد بود كه سعادت جامعهء بشرى آن عصر را تضمين نمايد .
از اين بيان روشن شد كه پاسخ يك دانشمند غربى با عطف نظر به موازين علمى مسلمى كه در اين بحث به آنها تكيه مىكند مثبت خواهد بود .
ولى با تفسيرى كه گذشت ، از نظر او اسلام يك آيين خدايى هميشگى است كه در هر عصر شكل مقرراتى كه تضمين سعادت جامعهء آن عصر را نمايد ، جلوه مىكند .
ولى بايد ديد آيا قرآن كريم كه كتاب آسمانى اسلام و بهترين ترجمان مقاصد اين آيين پاك است ، نبوت را به همان معنا كه گذشت و دين آسمانى را به همان ترتيب كه با اتكاى به مبانى اجتماعى و روانى و فلسفى مادى تعبير شد تفسير مىكند كه در هر عصرى بر يك سلسله مقررات جداگانه و مختص به آن عصر انطباق پذيرد و اگر اينطور تصور نكرده و يك سلسله عقايد و اخلاق و مقررات ثابت و غيرقابل تغيير را وضع نموده و به جامعهء انسانى تكليف مىكند ، آنها را به چه نحو و كيفيّتى قابل انطباق به احتياجات عصرهاى گوناگون انسانى مىداند ؟
آيا مىخواهد جامعهء انسان با مرور زمان در يك حال ثابت بماند و به كلى درهاى پيشرفت به روى مدنيّت بسته شود و فعاليت روزافزون انسانى به كلى مهروموم گردد ؟ و چگونه در مقام مبارزه با طبيعت سيال و نظام طبيعى كه عالم بشريّت از
هامش
( 1 ) . همانطور كه در مجموعهء اول بحثهاى ما در بررسىهاى اسلامى در بحث « دين از نظر قرآن » مشروحاً بيان شده است