تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
و كمترين دقتى به كار بندد ، در برابر وى مجسم شده و كوچك‌ترين ترديدى براى او نخواهند گذاشت . اخيراً نيز كه آزادى اروپايى با آب و تاب تمام پس از سيراب كردن مغرب‌زمين ، به سراغ ما شرقىها آمده و ابتدا به عنوان يك ميهمان عزيز و بعد به عنوان يك صاحب‌خانهء مقتدر در قارهء ما استقرار يافت ، اگرچه بساط اختناق افكار را برچيد و صلاى آزادى را داد و اين بهترين وسيله و مناسب‌ترين فرصتى بود كه به ما اجازه مىداد به تدارك نعمت از دست رفته پرداخته و از نو شالودهء يك زندگى مشعشع از علم و عمل به هم آميخته بپردازيم ، ولى متأسفانه همين آزادى اروپايى نيز كه ما را از دست ستمكاران رهايى بخشيد خود به جاى آن نشست و مغز متفكر ما شد ! ما نفهميديم چه شد . همين قدر به خود آمده ، ديديم ديگر روزگار « ما فرموديم » گذشته و نبايد ديگر به حرف خداوندگاران و فرمان‌هاى قدر قدرت و كيوان سطوتان گذشته گوش داد ، تنها بايد آن‌طور كه اروپاييان مىكنند كرد ، و راهى را كه آنها مىروند رفت ! * * * هزار سال بود كه خاك ايران جسد بوعلى سينا را دربرداشت و تأليفات فلسفى و طبى او در كتاب‌خانه‌هاى ما و نظريات علمى وى ورد زبان ما بود و خبرى نبود . هفتصد سال بود كه كتب رياضى خواجه نصيرالدين طوسى و خدمات فرهنگى وى نصب‌العين ما بود و خبرى نبود ، ولى پيرو يادبودهايى كه اروپاييان از دانشمندان خود نمودند ، ما نيز براى آن هزاره و براى اين هفتصدمين سال گرفتيم ! متجاوز از سه قرن بود كه مكتب فلسفى صدرالمتألهين در ايران داير بوده و نظريات فلسفى او مورد افاده و استفاده بود و از يك طرف سال‌هاست كه دانشگاه تهران تأسيس شده و با تشريفات خيره كننده به تدريس فلسفه مىپردازد ، ولى هنگامى كه چند سال پيش يك نفر از مستشرقين در دانشگاه طى كنفرانسى ملاصدرا را تمجيد كرده و از مكتب فلسفىاش تقدير نمود ، غوغاى بىسابقه‌اى در دانشگاه