ما شرقى هستيم و تا آنجا كه از تاريخ نياكان و پيشينيان خود ياد داريم ، و شايد به هزارها سال سر زند ، محيطهاى اجتماعى گذشته كه بر ما حكومت كرده ، هرگز به ما آزادى فكرى و خاصه در مسائل علمى مربوط به اجتماع نداده ، و روزنهء كوچكى هم كه در مدت بسيار كمى در صدر اسلام به دست شارع اسلام به روى ما باز شده و مانند سپيدهء صبح به دنبال خود روز روشنى را نويد مىداد بر اثر حوادث تاريك و طوفانهاى طبيعى و مصنوعى كه به دست يك عده خودخواه و سودپرست به وجود آمد دوباره پشت پردهء تاريكى رفت و باز ما مانديم و اسارت و بردگى . ما مانديم و تازيانه و دَم شمشير و چوبهء دار و گوشهء زندانهاى تاريك و شكنجههاى جهنمى و محيطهاى مرگبار ، ما مانديم و وظيفهء باستانى « بله بله » و « لبيك » و « سعديك » !
آنكه بسيار زرنگ بود ، همين اندازه مىتوانست مواد مقدسات مذهبى خود را دست نخورده نگه داشته و بايگانى كند ، و اتفاقاً حكومتهاى وقت و ساير گردانندگان اجتماع براى جلوگيرى از بحث آزاد نسبت به اين رويه زياد بىميل نبودند . آنان بسيار علاقهمند بودند كه مردم به كار خود مشغول بوده و پا از گليم خود بيرون نبرند - آرى ! كار خود ، گليم خود ، نه كارهاى عمومى و حكومتى كه ملك خالص حكومتها و گردانندگان اجتماعات است !
آنان از پاىبند بودن مردم نسبت به غالب مواد نسبتاً سادهء دينى ضررى حدس نمىزده و ترس و بيمى نداشتند ، فقط مىخواستند مردم به بحث آزاد و كنجكاوى انتقادى نپردازند و خودشان مغز متفكر مردم قرار گيرند ؛ زيرا اين حقيقت را خوب درك كرده بودند كه نيرومندترين وسايل در زندگى ، نيروى ارادهء افراد است و ارادهء افراد تسليم بىقيد و شرط مغز متفكر آنهاست و با قبضه كردن مغز متفكر مىتوان ارادهء آنها را قبضه نمود ، لذا پيوسته هوايى جز اين در سر نداشتند كه به تسخير افكار همگانى بپردازند و به اصطلاح خودمان ، خود مغز متفكر مردم بوده باشند .
اينها يك سلسله حقايق است كه هركس به تاريخ گذشتگان و پيشينيان مراجعه كند
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 65
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٦٥