تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧

اسلام و نيازمندىهاى انسان معاصر

راه فطرت

آيا مىشود باور كرد كه اسلام مىتواند جهان بشريت را با در نظر گرفتن وضع حاضر و ترقيّات و پيشرفت‌هاى حيرت‌انگيز آن اداره كند و نيازمندىهاى موجود را پاسخ دهد ؟ و آيا راستى وقت آن نرسيده كه بشرى كه به نيروهاى دانش در اعماق آسمان‌ها مىرود و به تسخير ستارگان مىپردازد ، ديگر اين‌گونه افكار كهنهء مذهبى را دور انداخته ، روش نو و تازه‌اى براى زندگى پرافتخار خود اتخاذ كند و نيروى فكر و ارادهء خود را در توسعهء پيروزىهاى شايان خود تمركز دهد ؟ پيش از آن‌كه به پاسخ بپردازيم ، لازم است نكته‌اى را تذكر بدهيم و آن اين‌كه : درست است ما طبعاً تازه را بيشتر از كهنه دوست مىداريم و نوِ هر چيز را به كهنهء آن ترجيح مىدهيم ، ولى در هر حال كليّت ندارد و اين رويه را در همه‌جا نمىتوان اجرا و اعمال نمود ؛ مثلًا نمىتوان گفت : دو دو تا چهارتا ( 4 / 2 * 2 ) كه ميليون‌ها يا هزارها سال در ميان بشر مورد استفاده قرار گرفته بود ديگر كهنه شده بايد دورش انداخت . نمىتوان گفت : زندگى اجتماعى كه تا كنون در ميان بشر داير بود ديگر كهنه شده ، بايد طرح تازه‌اى ريخت و پس از اين زندگى انفرادى آغاز كرد . نمىتوان گفت پيروى از قوانين مدنى كه به مقدار زياد آزادى فردى را پايمال مىكند ديگر كهنه شده و مردم را