مىبينند .
« أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ »
. « 1 »
و بالاخره خودشان و هرچه داشتند از آن خدا مىشود و خدا از آن ايشان « من كانللَّه كان اللَّه له » .
خاتمهء اين بحثها
از بحثهاى گذشته روشن شد كه زندگى معنوى در اسلام از آنچه در اديان و مذاهب ديگر مىباشد عريضتر و عميقتر است ، زيرا چنانكه روشن شد در پهناى خود به همهء حركات و سكنات مثبت و منفى انسان بسط داده شده و در اوجى كه مىگيرد به مرحلههاى بالاتر از هدف ديگران ارتقا مىيابد .
هامش
( 1 ) . آيا كسى كه مرده بود زندهاش كرديم و براى وى نورى قرار داديم كه به آن در ميان مردم راه مىرود مانند كسى است كه در تاريكىهاست ؟ ( انعام ، آيهء 122 )