وقت است كه به خود و به همهچيز در خود نگاه مىكند و همانا خود را جز آينهاى كه در آن جمال بىمثال حق هويداست چيزى نمىبيند ، يعنى جز خدا ندارد . وقتى كه بدين ترتيب به ياد خدا پرداخت و با عبادتهاى مختلف و توجهات گوناگون كه به وسيلهء آنها انجام مىگيرد ياد خدا را در دل خود كه از هرزهگردى پاك و تهى است تثبيت كرد ، در صف اهل يقين قرار خواهد گرفت و وعدهء خدايى
« وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ »
. « 1 » در حق وى عملى خواهد شد . در اين هنگام است كه درهاى ملكوت آسمان و زمين بر وى باز شده ، همه چيز را از آن حق و ملك طلق وى خواهد ديد .
« وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ »
. « 2 »
نخست توحيد افعالى برايش مكشوف شده ، عياناً مشاهده خواهد كرد خداست كه جهان و هرچه را كه در آن است مىگرداند و اسباب و عوامل بىشمار جهان آفرينش را كه سرگرم فعاليتهاى گوناگون هستند و حركتهاى آنها با صفتى كه دارند ( حركتهاى اختيارى با صفت اختيار و حركتهاى اضطرارى با همان صفت ) همانا با دست تواناى وى در تابلوى آفرينش نقاشى مىشود . اگر علت است و اگر معلول است و اگر رابطهء ميان علت و معلول است ، همه ساخته و پرداختهء اوست .
« وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
. « 3 »
سپس به كشف توحيد اسمائى و صفاتى خواهد پرداخت و عيناً مشاهده خواهد كرد كه صفت كمالى كه در اين جهان پهناور خودنمايى مىكند و هر جمال و جلالى كه به چشم مىخورد از حيات و علم و قدرت و عزت و عظمت و غير آنها لمعه و شعاعى است از منبع نور بىپايان حق كه از دريچههاى گوناگون وجود اشيا با
هامش
( 1 ) . و پرستش كن خداى خودت را تا يقينت بيايد . ( حجر ، آيهء 99 )
( 2 ) . و چنين نشان مىدهيم به ابراهيم ملكوت آسمانها و زمين را و براى اينكه از يقين كنندگان گردد . ( انعام ، آيهء 75 )
( 3 ) . جاثيه ، آيهء 27