يك رسالهء ديگر
چند روز پس از نگارش مقالهء فوق ، توسط پست پاكتى از بعضى از دوستان به دستم رسيد كه در ميان آنان رسالهء مختصرى از آقاى مردوخ گذاشته و براى من فرستاده بودند . اين رساله در تحريم متعه و تقريباً براى تأكيد و تثبيت مطالب مقالهاى كه نامبرده در روزنامهء كيهان منتشر كرده بود ، نوشته شده است .
اين رساله ( چنان كه براى كسانى كه هم مقاله و هم رساله را خواندهاند روشن است ) مطلبى قابل توجه علاوه بر آنچه در مقالهء منتشره گذاشته شده ندارد تا به بحث و كنجكاوى تازهاى نيازمند باشيم ، ولى از اين نظر كه نويسندهء نامبرده خواسته است مطلب را از شكل مقالهء روزنامه كه جلوهء موقتى و موسمى دارد بيرون كشيده و در صورت تأليف كه طبعاً حالت ثبوت و دوام دارد ، درآورد و ناگزير قيافهء بيان و گفتوگو را تغيير داده و همان منطق بىپايه و مضحك را كه در صدر مقالهء خود به كار برده بود دوباره به كار زده و در زورگويى و دروغپردازى و افترا به ساحت علما ، حتى علماى اهل سنت و صحابه هيچگونه فروگذار نكرده است .
از اين روى لازم ديديم كه به موارد چندى از اين رساله كه از نتايج و ثمرات منطق اختصاصى آقاى نامبرده است اشاره كرده و قضاوت را به خود خوانندگان گرامى واگذار نماييم .
آقاى مردوخ در اين رساله مىگويد : همهء احكام در موقع ضرورت منسوخ