سهو و خطا به من تذكر دهد سپاسگزار خواهم شد » ، دلالتى براى مطلب ايشان ندارد ، زيرا خليفه هرگز نگفته كه هرچه گفتند مىپذيرم .
آقاى مردوخ مىگويد : « در صحيح بخارى كه از كتاب تاريخ كمتر نيست ، مذكور است كه راوى حرمت متعه ، خود حضرت على بوده . »
اولًا صحيح بخارى حديث است و حديث را بعد از جرح و تعديل بايد پذيرفت ، نه سرسرى و بى چون و چرا .
در همين صحيح بخارى است كه روايت مىكند بيتالمقدس چهل سال پس از كعبه بنا شده است و حال آنكه مسلم است بانى كعبه ابراهيم و بانى بيتالمقدس داود و سليمان بودهاند و تقريباً هزاران سال ميانشان فاصله است .
و نيز روايت مىكند از عايشه كه گفت : شب معراج پيغمبر شب تا صبح در بستر خواب پهلوى من خوابيده بود و حال آنكه مسلم است كه معراج قبل از هجرت بوده و عايشه مدتى پس از هجرت به خانهء پيغمبر آمده است .
و در صحيح مسلم از على عليه السلام نقيض آنچه در صحيح بخارى است نقل شده و اين جملهء معروف را از آن حضرت روايت كرده : « لو لان ان عمر نهى عن المتعة مازنى إلّا شقي » ( اگر عمر از متعه نهى نمىكرد جز كسان بدبخت كسى زنا نمىكرد . )
آقاى مردوخ مىگويد : معناى آيهء
« فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ »
چنان كه شيعه مىگويد مسئلهء متعهء زنان نيست ، بلكه مراد اين است كه « اگر زن مدخوله باشد ، تمام مهر را بايد داد » .
اين بحثى است كه به ادبيات عربى ارتباط دارد و ما اين بحث را تفصيلًا در تفسير الميزان جلد چهارم ، در تفسير سورهء نساء استيفا كردهايم و نظر به اينكه اغلب خوانندگان ، فارسى زبان مىباشند از بحث تفصيلى خوددارى مىكنيم . تنها به طور اجمال مىگوييم كه مفسّرين صدر اسلام مانند ابن عباس و ابن مسعود و أُبّى ، كه از صحابه بودهاند و مانند مجاهد و قتاده و سدى و ابن جبير كه از تابعين مقارن زمان