تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
طايفه درج گرديده است . ما تنها راهى كه براى حمل به صحت اين رويه پيدا كرديم اين است كه بگوييم : معظم‌له مطالعهء كافى در زمينهء اين بحث وسيع نداشته و به مقتضاى تعصّب مذهبى با چند كلمه‌اى كه در اين خصوص به گوشش خورده و پسنديده و به خيال اين‌كه دانشمندان شيعه خبرى از اين سخنان ندارند ، خواسته دسته‌گلى به خوانندگان گرامى روزنامه اهدا نمايد . شاهد اين سخن روايت خنده‌دارى است كه در آغاز بحث نقل كرده : « متعتان كانتا علىعهد رسول‌اللَّه حلالًا و أنا أحرمهما و أعاقب عليها المتعة و لحم الحمر الانسية » چه ، صدر روايت را از خطبه‌اى كه از خليفهء ثانى نقل شده و ذيل روايت را از روايتى كه از اميرالمؤمنين على عليه السلام در بخارى و غير آن در تحريم متعه از رسول اكرم صلى الله عليه و آله روايت شده ، برداشته و مجموع را به شكل يك روايت خنده‌دار به علماى تشيّع نسبت داده است ! ترجمهء اصل خطبهء خليفه ثانى اين است : « دو نوع متعه است كه در زمان رسول خدا حلال بودند و من آنها را حرام مىكنم و مرتكبين آنها را مجازات خواهم كرد ، آن دو متعه ، متعهء حج ( حج تمتع ) و متعهء زنان مىباشد . » و ترجمهء آن قسمت كه از على عليه السلام نقل كرده‌اند اين است : « رسول خدا روز خيبر از متعهء زنان و گوشت خرهاى اهلى نهى فرمود . » و ترجمهء خطبه كه آقاى مردوخ آورده ، اين است : « خليفهء دوم گفت : دو نوع متعه است كه در زمان رسول خدا حلال بودند و من آنها را حرام مىكنم و مرتكبين آنها را مجازات خواهم كرد ، آن دو متعه ، متعه و گوشت خرهاى اهلى است . » بنابراين تكليف كسى كه بخواهد با چنين منطقى رو به رو شده ، وارد بحث شود ، معلوم است . و ما براى روشن شدن كسانى كه در اين‌گونه مسائل مطالعهء كافى ندارند ، به طور