تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
اجمال در اطراف سخنان معظم‌له تذكراتى مىدهيم و اگر كسى نيز در تذكرات سخنى يا اعتراضى داشته باشد با آغوش باز استقبال كرده ، براى بحث و تفصيل آماده هستيم . آقاى مردوخ مىگويد : « اگر عمل متعه منهى عنه نبود ، عموم مسلمين عمل مىكردند و فقط به فرقهء شيعه اختصاص پيدا نمىكرد . » آرى ، پيش از نهى خليفهء ثانى ، عموم مسلمين و صحابهء پيغمبر صلى الله عليه و آله عمل مىكردند كه از آن جمله خليفهء اول بود كه دختر خود اسماء را به زبير كه صحابى ديگر بود ، متعه داد و عبداللَّه بن زبير كه باز از صحابه بود ، از اين متعه به وجود آمد . ولى پس از نهى خليفهء ثانى ، هواخواهان او ترك كردند و شيعه اين نهى را نپذيرفت . با اين همه ، پس از نهى عمر نيز جمعى از صحابه مانند على عليه السلام و ابن عباس و ابن مسعود و جابر و عمر و ابن حريث و هم‌چنين از علماى تابعين مانند مجاهد وسدى و سعيدبن جبير و ابن جريح باز قائل به جواز بوده‌اند . آقاى مردوخ مىگويد : تصور مىرود كه اين هم يكى از القائات عبداللَّه بن سباء يهودى باشد الىآخر . بايد توجه داشت كه اين عبداللَّه بن سباء آدمى است موهوم و شخصيتى است خرافى و افسانه‌اى كه امويان و علماى معاصر ايشان براى توجيه فتنه‌هاى صدر اسلام كه منجر به قتل خليفهء سوم گرديد ، او را قهرمان اين داستان‌ها قرار داده و واضع مذهب تشيّع فرض كرده‌اند . ولى اخيراً دانشمندانى حتى از خود اهل تسنّن مانند دانشمند معروف طه حسين و ديگران ، خرافى و افسانه‌اى بودن شخصيت ابن سباء را از روى شواهد تاريخى به ثبوت رسانيده‌اند ( به كتاب الفتنه الكبرى نوشتهء طه حسين و وعاظ السلاطين نوشتهء دكتر وردى و كتاب عبداللَّه سباء تأليف آقاى عسكرى مراجعه شود ) . آقاى مردوخ مىگويد : عمر چگونه مىتواند بدون مجوز ، حلال را حرام يا حرام را
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 293 | السيد محمدحسين الطباطبائي