نزول قرآن و عربى زبان بودهاند و از آقاى مردوخ كه يك نفر كرد است و هزار و چهارصد سال بعد به وجود آمده ، به زبان عربى خودشان آشناتر بودهاند ، همگى از آيه معناى متعهء معمولى را فهميدهاند ، نه معناى دخول را و از اينجاست كه هواخواهان خليفهء ثانى در صدر اسلام براى اصلاح حكمى كه صادر كرده بود مدعى نسخ آيهء متعه شدهاند و هرگز نگفتهاند كه آيه دلالت بر متعه ندارد .
علاوه بر اين ، اينكه آقاى مردوخ گفته : « استمتاع و تمتع به معناى تلذّذ است و مقصود از آن دخول و مباشرت است » معنايى است غلط ، اين دو كلمه دو بناى مختلف دارند و طبعاً دو معناى مختلف .
معناى استمتاع خواستن لذّت است و معناى تمتع بردن لذت و از اين روى هرگز استمتاع در مورد دخول كه بردن لذت است استعمال نمىشود .
آقاى مردوخ مىگويد : زوجيّت در اسلام آثارى دارد كه هيچ كدام از آنها در متعه نيست مانند توارث و نفقه و عده و محدوديت به چهار زن و غير آنها ، پس عمل متعه زوجيّت نيست و چون زوجيّت نيست و ملك يمين هم كه نيست ، به موجب آيهء شريفهء
« إِلَّا عَلى أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ » *
سورهء مؤمنون كه آميزش جنسى جايز را در زوجيّت و ملك يمين منحصر مىكند ، ممنوع است و حكم زنا دارد .
اين دليل از قديمىترين مغالطههايى است كه تقريباً چهارده قرن پيش بافته شده است و شايد از طرف شيعه هم چهارده هزار مرتبه جواب داده شده ، باز آقايان دست برنداشته مكرر مىكنند .
اولًا : آثارى كه براى زوجيّت شمرده ، شرعاً آثار زوجيّت دائمى است ، نه مطلق زوجيّت و خود آقاى مردوخ هم معترف است كه وقتى كه متعه در زمان رسول خدا به قول خودشان قبل از نهى پيغمبر ، داير و جايز بوده ، اين آثار را نداشته است و شاهد ما روايات خود اهل سنت است .
و ثانياً خود آيهاى كه تمسك كرده ، دليل اين است كه عمل متعه زوجيّت است ،