و در موضوع نكاح و ازدواج ، زن آزاد است با هر كه مىخواهد ازدواج نمايد . ولى نظر به اينكه فرايض ارث و همچنين موازين ازدواج براساس نسب استوار است ، زن نمىتواند با غير يك شوهر كه اتخاذ كرده ، با شوهر ديگر يا با هر مرد ديگر به هيچوجه رابطهء فراش پيدا كند و در عين حال مرد مىتواند بيشتر از يك زن بگيرد ، مشروط به اينكه بتواند ميان زنان خود با عدالت رفتار كند و صحت و استقامت اين حكم و منطقى بودن آن با تأمل در طبيعت جامعههاى بشرى و حوادث غير مترقبهاى كه پيش مىآيد بديهى و روشن است ، زيرا با فرض مساوى بودن عدد زن و مرد در جامعهء انسانى ( چنان كه غالباً آمار نشان مىدهد ) اگر يك سال معين را مبدأ قرارداده و مواليد آن سال و سالهاى بعد از آن را از پسران و دختران جدا جدا جمع كنيم ، در اولين سالى كه عدهاى از پسران به حد بلوغ طبيعى يا قانونى برسند ، چندين برابر آنها را از دختران خواهيم يافت كه استعداد ازدواج را دارند .
و از سوى ديگر ، زنها عموماً جز عدهء معدودى از سال پنجاه به بالا از صلاحيت توليد بيرون مىروند ، در حالى كه نوعاً مرد تا اواخر عمر بالغاً ما بلغ صلاحيت توليد را دارد و در صورت تساوى عدد مرد و زن در جامعه و ممنوعيت مرد از بيشتر از يك زن ، پيوسته صلاحيتهاى بسيارى ابطال خواهد شد .
گذشته از اينها پيوسته حوادث غير مترقبهاى مانند جنگهاى خانمانسوز و كارهاى سخت و مشقتآميز و خطرناك عدهء بىشمارى را از مردان به هلاكت رسانيده و جمعيتهاى انبوهى از زنان بيوه و دختران صلاحيتدار به وجود مىآورد كه با ممنوعيت تعدد زوجات جز منهدم ساختن بنيان عفت و به وجود آوردن حرامزاده ، چاره و گريزى نخواهند داشت .
چنان كه دو فقره جنگ جهانى اخير اين حقيقت را در نهايت وضوح به ثبوت رسانيد و كار به جايى رسيد كه جمعيت زنان بىشوهر در آلمان از دولت تقاضا كردند كه اجازه دهد طبق قانون اسلام ، تعدد زوجات مجرى شده و به اين ترتيب غائلهء زنان
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 287
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٨٧