معادل نصف مرد ارث مىبرد :
« لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ »
« 1 »
در اين مرحله اگرچه مقام زن پايينتر از مرد گرفته شده ولى از راه ديگرى اين نقيصه تدارك گرديده و آن اين است كه نفقهء ( مخارج زندگى ) زن به عهدهء مرد گذاشته شده است . و نظر اساسى اسلام را در اين تقنين از راه ديگرى بايد بررسى كرده و به منظور حقيقى پى برد .
جاى هيچ ترديد نيست كه روح عاطفه و احساس در زن به روح تعقل غالب است و همهء احوال و اعمال زن مظهر و جلوهگاه انواع و اقسام عواطف و احساسات نغز و لطيف مىباشد و مرد به حسب طبع درست در نقطهء مقابل اين روحيه قرارگرفته است . و چنان كه در اول بيان تذكر داده شد ، اسلام در تنظيم امر جامعهء انسانى تعقل را بر عواطف و احساسات غلبه مىدهد .
وقتى كه ما با نظر كلى به جامعهء انسانى نگاه كنيم ، موجودى ثروت جهان در هر عصر از آن جمعيت همان عصر مىباشد كه تا زنده هستند از آن بهرهمند بوده و پس از مرگ به اعقاب خودشان ( طبقهء تاليه ) به ارث مىگذارند و همين كه طبقهء حاضره منقرض شد و طبقهء تاليه كه به حسب عادت بالمناصفه از زن و مرد مركباند روى كار آمد ، دو ثلث ثروت از آن مردان و يك ثلث مال زنان مىباشد و بر اثر تحميل نفقهء زن بر مرد ، يك ثلث ثروت كه مال زن است از تصرف مردان به كنار مانده و دو ثلث مردان بالمناصفه ميان مرد و زن مورد مصرف قرار خواهد گرفت و در نتيجه دو ثلث ثروت جهان در ملك مردان درآمده و يك ثلث براى زنان باقى مىماند و دو ثلث ثروت جهان مورد تصرف زنان قرار گرفته و يك ثلث مصرف مردان مىگردد ، به نسبت معكوس .
« وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ »
« 2 »
هامش
( 1 ) . يك مرد معادل سهم دو زن ارث مىبرد . ( نساء ، آيهء 11 )
( 2 ) . احكامى به نفع زن تشريع شده كه معادل است با آنچه به ضررش تمام شده است . ( بقره ، آيهء 228 )