و اقسام معاشرت و تصرف در اموال و غيرآنها هيچگونه آزادى و استقلالى نداشته و هر نفسى را كه مىكشيد يا قدمى را از قدم برمىداشت با تصويب و اذن مرد مىبايست انجام دهد و اگر مورد تعدى قرار مىگرفت ، اقامهء دعوى و شكايت او را مردان مىبايست بكنند و اعتنايى به دعوى و شهادت و سخن وى نبود .
و دستهء ديگر ، ملل و اقوام عقب مانده مانند اهالى آفريقا و سكنهء گوشه و كنار معموره بود و زن در ميان اين اقوام و قبايل اصلًا انسان محسوب نمىشد بلكه طفيلى جامعه به شمار رفته و در صف حيوانات و استخدام و استثمار شده قرارداشت . بار مىكشيد و صيد مىكرد و خدمت مردان و تربيت بچگان و پرستارى مريضها مىنمود و آتش شهوت شوهران يا كسانى را كه آنها مىخواستند ، خاموش مىكرد و گاهى در قحطى يا مهمانىهاى با شكوه با گوشت وى تغذيه مىشد .
اين بود اوضاع عمومى جهان آن روز كه محيط عمومى ظهور اسلام بود و محيط خصوصى آن كه جزيرةالعرب بود . به واسطهء اينكه نوع اهالى آن سامان باديهنشين بودند و در عين حال از خارج با ملل معظمهء روم و ايران و حبشه و مصر محصور بودند و از داخل با يهود يثرب و اطراف آن و نصاراى يمن و عراق محشور بودند و معظمشان دين وثنيت را داشتند ، رسوم زندگيشان از مجموع رسومات و مقررات اين ملتها تركيب يافته و بر اثر كسرو انكسار ، طريقهاى شدهبود كه از همهء طريقهها نمونههايى داشت .
به همان ترتيب روم و ايران و ملل ديگر زن را از عامهء حقوق محروم قرارداده و هميشه تحت سرپرستى مطلقالعنان مرد نگاه داشته و هيچگونه احترام اجتماعى برايش قائل نبودند . گذشته از اينكه بر اثر اخلاق بدويّت اساساً زن را مايهء عار مىدانسته و از دختر نفرت داشته و بدشان مىآمد و حتى قبيلهء بنىتميم دخترها را زنده در گور مىكردند ، چنان كه قرآن كريم بالخصوص به اين دو موضوع متعرض شده :
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 283
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٨٣