تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
معموره مشهود مىباشد ، روزگارى بسيار دراز ( و شايد ميليون‌ها سال ) از عمر انسان گذشته ؛ در حالى كه زن در جامعهء بشرى حكم طفيلى را داشته و هيچ‌گونه عضويتى در جامعهء انسانى نداشته است . تنها وجودش در جامعه و نگهدارىاش در ميان جماعت براى رفع يك سلسله نيازمندىهاى جامعه بود ، نه براى بهره‌مندى از حقوق جامعه . كارهاى پست و بىقيمت مانند حمل و نقل اثاثيه به هنگام كوچيدن ييلاقى و قشلاقى قبايل و هيمه‌كشى براى سوخت و صيد ماهى و خدمت منزلى مردان و تربيت بچگان و پرستارى مريض به عهدهء زن بوده است . زن تا در خانهء پدر با يكى از اولياى خود بود ، ملك خالص مرد بوده و مالك چيزى نبود ، حتى لباس و زر و زيور اختصاصى وى تعلق به رئيس منزل داشت و هرگونه سياست و مؤاخذه‌اى ، حتى قتل ، در موردش بىهيچ مانعى مباح بود و به عنوان بخشش و قرض و عاريه و نوازش به دست ديگران سپرده مىشد و همين كه به خانهء شوهر منتقل مىشد و البته انتقالش به‌طور خريد و فروش بود ( كه يكى از بقاياى اين سيرت شيربهاست كه هنوز هم در برخى جاها داير است ) علاوه بر استفاده‌هاى بيكران كه در خانهء پدر از وى مىشد ، ميدان شهوترانى مرد بود كه نيازمندىهاى شهوت جنسى با وى رفع مىشد ( هنوز هم از گوشه و كنار جامعهء متمدن امروزى ما شنيده مىشود كه مىگويند در شهرهاى مترقّى چنان كه براى رفع نيازمندى تخلى ، مستراح‌هاى عمومى لازم است ، هم‌چنين براى تخليهء آب شهوت فاحشه‌خانه‌هاى عمومى نيز لازم است كه آنانى كه قادر به تشكيل خانواده نيستند يا به واسطهء غربت يا عوامل ديگرى محروميت موقتى دارند مادهء شهوتى را كه در وجودشان جمع شده ، دفع نمايند . و اين نيز يكى از افكار باستانى انسان اولى است كه باقى مانده است ) . در جامعه‌هاى باستانى مرد در گرفتن زن هيچ‌گونه محدوديت عددى نداشت به خلاف زن و طلاق دست مرد بود نه زن و زن براى هميشه تحت ولايت مرد زندگى
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 273 | السيد محمدحسين الطباطبائي