تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢

مرحلهء اول : زن در اجتماعات بدوى بشر

جزء جامعهء انسانى محسوب نمىشده و هيچ‌گونه وزن اجتماعى نداشته و معامله‌اى كه با زن مىشده ، همان معامله بوده كه بشر با يك حيوان زبان بسته مىنموده است . بشر حيوان وحشى را كه در محيط زندگى ويژهء خود سر و سودايى داشته و مقاصد طبيعى خود را تعقيب مىنمايد ، با قريحهء استخدام و استثمار و به حسب دعوت احتياجات ، استخدام نموده و در راه منافع انسانى خود تملك كرده و از گوشت و پوست و پشم و استخوان و شير و خون و قدرت و توانايى و حتى از مدفوعات آن استفاده مىكند و در عين حال كه او را در داخل جامعهء خود جاى داده و تربيتش مىكند ، هيچ‌گونه حقى براى او قائل نيست . اگر چنانچه بشر وسايل خوردن و آشاميدن و جفت شدن براى دام‌هاى اهلى فراهم مىآورد و نيازمندىهاى آنها را رفع مىكند براى تأمين يا جلب منافعى است كه از آنها توقع دارد ، نه براى اين‌كه آنها نيز مانند انسان موجودات زنده‌اى هستند كه شعور و اراده داشته و مالك حقوقى مىباشند . اگر به يكى از حيوانات اهلى كه در استخدام انسان زندگى مىكند تعدى شده و يا صدمه‌اى زده شود و در نتيجه متعدى را مؤاخذه يا مجازات كنند ، براى اين است كه متعدى حقى از حقوق مالك حيوان را تضييع كرده و از اين راه جرمى مرتكب شده است نه براى اين‌كه حيوان مورد تعدى در جامعهء بشرى داراى حقى از حقوق است . انسان براى تأمين رفاهيّت زندگى و آسودگى خويش ، روزانه به واسطهء استعمال داروهاى شيميايى ، ميلياردها ميكروب مضر و حشرات زمينى و هوايى را از ميان مىبرد و براى تغذيه و ساير نيازمندىهاى خود ميليون‌ها چرنده و پرنده را مىكشد و در اين كار كمترين جرمى براى خود حس نمىكند . زن نيز در جامعه‌هاى انسان اولى همين حال را داشته و چنان كه از گوشه و كنار تاريخ برمىآيد و بقاياى آثار اين سيره و طريقه در ميان اقوام وحشى و سكنهء اطراف