شرايطى كه در محيط آنها قرار دارد واقع مىشود و اين همان اصل « تبعيت از محيط » است . خلاصه اينكه ريشهء اين اصول سهگانه را مىتوان در قانون مسلم عليت و معلوليت پيدا كرد ، ولى اين قيد كه صحت آنها فقط در مواردى است كه اين قانون حكومت مىكند ؛ يعنى در مواردى كه تأثير و تأثر علت و معلولى وجود دارد و لذا مواردى كه اين قانون در آن حكمفرما نيست ، موارد نقض آن اصول خواهد بود .
* * * اما از نظر قرآن : بعضى از مفسّرين چنين گمان كردهاند كه آيات ذيل از قرآن مجيد اشاره به اصل تنازع بقا و انتخاب طبيعى است :
1 .
« أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ
زَبَداً رابِياً وَ مِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ »
« 1 » ؛
[ خداوند از آسمان آبى فرستاد و در هر سيلگيرى به اندازهء آن جارى شد و سيلاب كفى بر بالاى خود برداشت و از ( فلزاتى ) كه براى تحصيل زينت يا متاع ذوب مىكنند نيز مانند آن كفهايى پديد مىآيد ، خداوند اين گونه براى حق و باطل مثال مىزند ، اما كفها به زودى از ميان مىروند ، ولى آنچه به حال مردم مفيد است باقى مىماند .
اينچنين خداوند مثالهايى مىزند . ]
آنها معتقدند كه طبق اين آيهء شريفه سيلاب حوادث و تنازع بقا همواره كفهاى باطل و انواع ناتوان اجتماع را طرد و نابود كرده و حق ، يعنى انواع كاملتر كه تمدن و روح اجتماع بهتر مىتواند در آنها ريشه بگيرد باقى مىگذارد .
2 .
« أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ
هامش
( 1 ) . رعد ، آيهء 19