تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
دوران ماقبل تاريخ به دست آمده حكايت از انقراض تمدن‌هاى بسيارى مىكند كه توجيهى براى آنها جز اين معنا تصور نمىشود . * * * ولى از آن‌جاكه اين دو قانون موارد نقض بسيارى دارد ، از جمله اين‌كه ما در عالم طبيعت انواع بسيارى از حيوانات و نباتات پست‌تر را مشاهده مىكنيم كه با وجود انواع قوىتر ، موجوديت خود را حفظ كرده‌اند و نيز ملاحظه مىكنيم انواع بسيارى از گياهان و حيوانات وحشى را انسان به وسيلهء تربيت به نوع‌هاى عالىترى تبديل كرده ، با اين‌كه انواع پست وحشى آنها نيز به حال خود باقيمانده يا تدريجاً به خودى خود رو به طرف ضعف و انحطاط سير مىكنند . لذا جمع ديگرى از دانشمندان به جاى اين دو قانون فرضيهء « تبعيت از محيط » را عنوان كرده و عقيده دارند كه تغيير و تحوّل انواع موجودات بر اثر اين اصل است . منظور آنها از « محيط » كه معتقدند هر موجودى محكوم به پيروى از آن است همان مجموعهء شرايط اوضاع زمانى و مكانى و عوامل طبيعى بوده كه موجودات ديگر را بر مقتضيات خود تطبيق مىكند و بنابراين هيچ نوعى از انواع موجودات ، آزادى عمل از خود نداشته و سعى مىنمايد خود را با اوضاع وفق دهد و همين اختلاف مناطق زمين و اوضاع جغرافيايى آن و ساير عوامل طبيعى باعث اختلاف انواع حيوانات و نباتات روى زمين گرديده است . اين دسته ، كليهء مواردى را كه با دو اصل تنازع بقا و انتخاب اصلح وفق نمىدهد با اصل « تبعيّت از محيط » توجيه مىكنند و مىگويند عوامل محيط آمادهء چنان تأثيرى نبوده است . ولى اين فرضيه نيز موارد نقض بسيارى دارد ، چه اين‌كه اصناف بسيارى از حيوانات و نباتات را مىتوان يافت كه هنوز خود را كاملًا با شرايط و اوضاع محيط تطبيق نكرده‌اند . از اين بيانات چنين نتيجه مىگيريم كه اين اصول سه‌گانه اگرچه