تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
نيازمند است ، همان خداى يگانهء آفرينش مىباشد . آفريننده و نيرو دهندهء هر سبب و علتى است و تنها سببى است كه به تمام معنا دلبستگى را شايسته است . 3 . قرآن كريم علم انسانى را محدود معرفى مىكند و احاطهء مطلقه به همهء خصوصيات اشياء را كه گاهى نيز از آن به علم غيب تعبير مىشود مختص ساحت كبرياى خداى يگانهء عالم مىگيرد . در نتيجه شعور و ادراك انسان مانند چراغ كوچك بسيار ضعيفى است كه در فضاى پهناور تاريكى روشن شده باشد كه حداكثر هموارى و ناهموارى جاى پا با آن شناخته مىشود ؟ انسان در محيط زندگى تنگ و محدودى كه دارد جز به مقدار بسيار ناچيزى از اسباب و علل حوادث كه از راه حواس ضعيف و فكر كوتاه خود به دست مىآورد به چيزى احاطه پيدا نمىكند . اين معلومات محدودهء وى با مجهولات نامحدودى كه دارد به هيچ‌وجه قابل مقايسه نيست . از همين‌جا روشن مىشود كه دلبستگى تام و خشنودى انسان در جايى كه با علم و ادراك ناچيز و محدود خود شمارهء محدودى را از اسباب و علل پيدا كرده و با نيروى ناچيز و محدود خود جمع جور نموده براى درك يكى از مقاصد خود به راه انداخته است ، همچنين نااميدى و دلتنگى و بدبينى وى در جايى كه جريان اسباب يعنى سببى چند را كه دريافته مخالف آرزوى خود تشخيص داده است ، جز جهل و نادانى چيزى نخواهد بود ! زيرا پيدايش با از ميان رفتن هر پديده‌اى از پديده‌هاى جهان وابسته به نيروى همگانى جهان آفرينش مىباشد كه در آن قدرت نامتناهى و ارادهء غيبى كار مىكند و هرگز انسان را راهى براى تشخيص موافقت يا مخالفت اين نيروى بيرون از تصور در دست نيست ، و آنچه انسان از اسباب و عوامل به دست مىآورد هرگز زمام ايجاد و اعدام تنها به دست آنها سپرده نشده است . نتيجه‌اى عملى كه از اين حقايق نظرى مىتوان گرفت اين است كه انسان بايد در جريان زندگى خود دلبستگى تام و پشت‌گرمى كامل به اسباب ( يعنى شمارهء ناچيزى