بر اثر همين حقيقت است كه امروز ماديات ، معنويات را تحتالشعاع قرار داده و جلب شدن حواس به سوى ماديت پردهء ضخيمى بر روى روحانيت و معنويت دينى زده است . كمترين مراجعه به تاريخ اديان و مذاهب و اوضاع دينى مردم در ادوار گذشته و مقايسهء اجمالى آنها با اوضاع دينى اين زمان ، اين مطلب را آفتابى مىكند و همچنين نمىشود ترديد داشت كه پيوسته زيادهروى در ماديت و انحراف از اعتدال در زندگى ، از روح معنويت كاسته و خاطرههاى دينى را از ياد مىبرد .
سرچشمهء صدها و هزارها اعتراض كه به مواد دينى و اصول معنويت از زبانهاى مختلف مىشنويم و ايرادها و انتقادهاى گوناگون كه از آشنا و بيگانه به تعليمات دينى و رسوم خداپرستى مىشود ، انعكاس همان روح ماديت مىباشد ! و گرنه براى هر متتبع منصف كاملًا روشن است كه هر يك از اين اشكالات تازگى نداشته و مخصوص اين عصر ( كه آن را عصر علم مىناميم ) نبوده و با سابقهء ممتد و طولانى ، بارها و بارها مورد بحث و كنجكاوى قرار گرفته و معترضين با دريافت پاسخ خود راه خاموشى را پيش گرفته و اشكال خود را به دست فراموشى سپردهاند .
آرى آنچه خاموش نمىشود و با كمترين بهانهاى به رويهء بىمنطق خود دعوت كرده و مشاجره و كشمكش را از سرمىگيرد ، همان روح ماديت است كه گاه و بىگاه با تماشاى مناظر دلفريب طبيعت و شنيدن تلقينات سحرآميز عواطف و احساسات درونى و توجه به گرفتارىهاى روزافزوان و بيرون از شمار مادى ، بىاينكه كمترين التفاتى به راهنمايى عقل سليم نمايد ، همهء حواس درونى انسان را كه مملو از شعور و اراده مىباشند به سوى ماده سوق داده و زبان به نكوهش معنويات كه سنگ جلو پاى وى مىباشند مىگشايد .
مىگويد : تعليمات دينى انسان را از مزاياى زندگى گذاشته و به انسانهاى غارنشين جنگلى اولى ملحق مىسازد . چه معنا دارد انسان از همه چيز گسسته و به خداى ناديده بپيوندد ؟ جز اينكه اسباب را رها كرده و شعور و ارادهء طبيعى خود را
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 242
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٤٢