كشته و چشم به راه عامل غيبى بنشيند ، همان عامل غيبى كه هرگز مصداقى ندارد ؟ و چه معنا دارد . . . ؟ اگر به كار بستن تعليمات مقلدانهء دينى براى انسان نان و آبى مىشد ، مىبايست ملل متمدن جهان كه با نيروى علم و دانش به اوج ترقى و تعالى رسيده و امروزه در صدد تسخير آسمان و دستاندازى به كهكشانها مىباشند از گرسنگى بميرند .
اينگونه اشكالها در عين حال كه از ابتكار انسان امروزى نيست و چنان كه گفته شد از مواريث افكار بىپايهء گذشتگان مىباشد ، بهترين گواه است بر اينكه پيشرفت انسان در يك قسمت از معلومات براى قسمت ديگر نيست و مجهولات ديگر انسان را حل نمىنمايد .
درست است كه علوم طبيعى چراغى است روشن كه بخشى از مجهولات را از تاريكى درآورده و براى انسان معلوم مىسازد ولى چراغى است كه براى رفع هر تاريكى سودى نمىبخشد . از فن روانشناسى حل مسائل فلكى را نمىتوان توقع داشت . از يك پزشك حل مشكلات يك نفر مهندس راه برنمىآيد و بالاخره علومى كه از طبيعت بحث مىكند اصلًا از مسائل ماوراءالطبيعه و مطالب معنوى و روحى بيگانه بوده و توانايى بررسى اينگونه مقاصدى كه انسان به آنها در فطرت خدادادى خود خواستار كشف آنهاست ندارند .
خلاصه هر مسألهاى مربوط به ماوراءالطبيعه از يك فن كه از فنون طبيعى سؤال شود جوابش سكوت است ، نه مبادرت به نفى و انكار ، زيرا وقتى كه موضوع بحث آن ماده است هر امر غيرمادى فرض شود در آن مسكوت عنه مىباشد ، وقتى كه در موضوعى بحث نمىكند . حق هيچگونه اظهار نظر مثبت و منفى را در آن ندارد .
منطق دين هرچه باشد ، رسا يا نارسا ، روشن يا تاريك ( و البته روشن و رساست ) راهى جز تعمق در معارف دينى و بحث و كنجكاوى در حقايقى كه پس پردهء طبيعت و ماده هستند ، ندارد .
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 243
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٤٣