تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
* * * منطق قرآن در اين تعليم پر ارج و گران‌بهاى خود ( بايد از همه گسست و با خدا پيوست ) با تعمق و تدبّر در سه حقيقت زيرين روشن مىشود : 1 . قرآن كريم قانون كلى عليت و معلوليت را انكار نكرده و هر حادثه‌اى از حوادث جهانى و هر پديده‌اى از پديده‌هاى هستى را به علل و عوامل متناسب خودش نسبت مىدهد و هرگز حادثه‌اى اتفاقى و معلولى بىعلت قبول ندارد . بدين ترتيب در جهان آفرينش همه چيز به هم ارتباط و آميزش علت و معلولى دارند ( اين حقيقت را از لسان وحى از اول تا آخر قرآن كريم به خوبى مىتوان درك نمود ) . از اين روى انسان مانند قطره‌اى ناچيز كه در دهان سيلى بنيان كن افتاده و با گردش آن با نهايت بيچارگى گردش كرده و هر پستى و بلندى را مىپيمايد ، جزئى از اجزاى جهان آفرينش است كه خواه و ناخواه محكوم به حكم عمومى جهان بوده و با سير عمومى جهان به سوى مقصد همگانى ( معاد ) مىشتابد ! انسان با فرض اين جزئيّت و آميزش ، هيچ‌گونه استقلالى از خود ندارد كه با اعتماد و اتكاى آن ، خود را كنارى كشيده و در راه خواسته‌ها و آرزوهاى خود به فعاليت پرداخته و با نيروى عمومى جهان آفرينش گلاويز شود و مبارزه‌اى راه اندازد ، جز اين‌كه از اين راه كه خودش نيز يكى از اجزاى علل و عوامل حوادث است ، نيروى وجودى خود را در راه مقاصد خود به كار بندد تا در صورتى كه بقيهء اجزاى علل و اسباب موافقت داشته باشند ، مقاصد ويژهء وى لباس تحقق بپوشد . 2 . قرآن كريم چنان كه فطرت انسانى نيز حكم مىكند زمام هستى جهان و اجزاى جهان را يك‌جا به ارادهء خداى يگانه نسبت داده و نظامى را كه در جهان آفرينش با قوانين كلى و عمومى خودش حكم‌فرمايى مىنمايد وابسته به تدبير و ارادهء او مىگيرد ، و در نتيجه تنها سببى كه در جهان هستى استقلال مطلق دارد و هيچ‌گونه نيازى در هستى و آثار هستى خود به بيرون از خود ندارد و هرچه فرض شود به او
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 244 | السيد محمدحسين الطباطبائي