درسى از قرآن
روزگار كنونى كه ما در آن زندگى كرده و در دامن تربيتش پرورش مىيابيم ، قافلهء انسانيت را در مسير اجتماعىاش به مرحلهء شگفتآورى رسانيده است . انسان امروزى كه با يك نيروى شگرف علمى كه به هر گوشه و كنار زندگى سر مىزند مجهز شده و در نتيجه ، همه روزه صدها و هزارها نيازمندى زندگى را بررسى كرده ، در رفع آنها با نيروى انديشه چارهجويى مىنمايد .
بديهى است كه همهء اين تجهيزات و بررسىها و چارهجويىها را در راه تسخير طبيعت و رام كردن مادهء سركش نسبت به مقاصد و آرمانهاى انسانى بوده و كار و فعاليت خواسته و لحظه به لحظه به كميت و كيفيت كار مىافزايد . بر اثر همين تراكم افزون كار ، گردش فعاليتهاى زندگى حالت برقآسايى به خود گرفته و همان « زمان گذران » كه در روزگاران پيشين به روز و شب مثلًا قسمت شده و با شام و بام شمرده مىشد ، در روزگار ما واحد آن ثانيه گرفته شده بلكه در صدم و هزارم ثانيه و دقيقه از وقت قيمتى را پيدا كرده كه سابقاً يك ساعت بلكه يك روز آن ارزش را نداشت .
و نيز بديهى است كه شعاع نيروى وجودى انسانى هرچه وسيعتر و ميدان فعاليتش هرچه پهناورتر فرض شود ، بالاخره نيرويى است محدود ؛ و در نتيجهء محدوديت ، هر اندازه ناحيهاى توجيه شده و مصرف گردد ، به همان اندازه از ناحيهء ديگر كم خواهد شد .