اجتهاد و تقليد در اسلام و شيعه
دو كلمهء « اجتهاد » و « تقليد » با دو معناى متقابل - كه اجمالًا براى ما روشن است - در ميان مسلمانها زياد استعمال مىشود و البته نظر به مسئلهء معروف عدم جواز تقليد ابتدايى « ميت » كه تقريباً مىتوان گفت از مسلمات فقه شيعه است و به واسطهء مرگ هر مجتهد مفتى ، مقلدين وى به تجديد تقليد و اتباع مجتهد زنده ، مكلفاند . اين دو كلمه در زبان شيعه مذهب ، بيشتر از ساير فرق اسلامى مكرر مىشود .
اين دو كلمه در ميان ما مسلمانان اكنون در همين دو معنا ( كه اجمالًا مىدانيم ) استعمال مىشوند و با مراجعه به سير و آثار صدر اسلام دستگير مىشود كه كلمهء « اجتهاد » بعد از رحلت نبىاكرم صلى الله عليه و آله در عرف صحابه و تابعين در معانى ديگرى نيز جز معناى معروف امروزى استعمال مىشده است ، ولى نظر به اينكه ما در اين مقاله در صدد بحث از اجتهاد و تقليد به معنايى كه در عرف حاضر در ما دارند و همچنين ريشهء دينى آنها هستيم و تشخيص معانى ديگر نسبت به اين منظور جنبهء بحث تاريخى دارد ، متعرض آنها نمىشويم . از براى دريافتن معناى تفصيلى اجتهاد و تقليد و ريشهء دينى آنها بايد متذكر شد كه :
اولًا : از نظر شيعه آيين پاك اسلام گذشته از يك رشته معارف اصلى مربوط به مبدأ و معاد و يك رشتهء ديگر اصول اخلاقى ، يك سلسله قوانين و مقررات در مورد اعمال انسانى دارد كه بدون استثنا به همهء جهات زندگى جامعهء انسانى رسيدگى نموده ، هر