چون اصولًا انسان به كارى كه خطر قطعى او را مىداند ، به اختيار خود اقدام نمىكند . علاوه بر اين ، امام عليه السلام چگونه مىتواند راضى شود كه خود را به اختيار خود به آغوش مرگ و نابودى اندازد ! و عالم انسانيت را از بركات وجود محروم سازد ؟
پاسخ : عقلايى نبودن اقدام اختيارى به خطر قطعى و معلوم براى اين است كه على الاغلب ، انسان كار را براى بهرهبردارى خود انجام مىدهد و در نتيجه ، كارى را كه مستلزم از بين رفتن و نابودى خود اوست ، انجام نمىدهد ، ولى اگر انجام گرفتن كار را مهمتر از بقاى زندگى خود تشخيص دهد ، حتماً دست به كار زده و از نابودى خودش باك نخواهد داشت و براى اين مطلب ، از نهضتها و انقلابات ، صدها مثال مىتوان پيدا كرد .
شاهد زندهء اين مطلب واقعهء كربلا و نهضت حسينى عليه السلام است . حالا فرض كنيد اقدام سيدالشهدا عليه السلام شهادت اختيارى نبود ، ولى اقدام هر يك از شهداى كربلا ، به پذيرش مرگ قطعى كه هيچ ترديدى در تحقق آن نداشتند ، اختيارى و به طوع و رغبت بوده و هيچ ترديد نسبت كه آنان چند ساعت زنده ماندن امام عليه السلام را به زنده ماندن خود ترجيح مىدادند و مهمتر مىدانستند و لذا يكى پس از ديگرى خود را به دهان مرگ انداختند و كشته شدند .
و از اين جا روشن مىشود كه آنچه در شبهه گفته شد « اصولًا انسان به كارى كه خطر قطعى او را مىداند به اختيار خود اقدام نمىكند » ! سخنى است بى پايه . خداى متعال در كلام خود در وصف حال فرعون و فرعونيان مىفرمايد :
« وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ »
، معجزات و دعوت موسى عليه السلام را انكار كردند . در حالى كه يقين به صحت و حقانيت آنها داشتند ، آنان به نص قرآن كريم به هلاكت قطعى خود در صورت كفر و انكار ، يقين داشتند با اين همه اقدام كردند .
و هم از اينجا روشن مىشود كه آنچه در شبههء گفته شده كه « امام عليه السلام چگونه راضى مىشود كه خود را اختياراً تسليم مرگ كند و عالم انسانيت را از بركات وجود