خود محروم سازد ؟ » گفتارى است بى سر و ته ، زيرا چنانچه اشاره شد امام اهميت شهادت خود را نسبت به ادامه زندگى خود مىدانست و ترجيح مىداد يك نفر شيعه بلكه يك نفر مسلمان بلكه يك نفر انسان باشعور و هوش نبايد از آثار حيرتانگيز شهادت حسينى در عالم اسلام و بالاخص در جهان تشيع در اين مدت چهارده قرن ( تقريباً ) غفلت ورزد .
در سرتاسر فقه پهناور اسلامى كه به موجب حديث متواتر ثقلين ، معلم مسائل آن خاندان پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مىباشند ، از حضرت سيدالشهدا عليه السلام حديثى منقول نيست . « 1 »
البته از بعضى دانشمندان نقل كردهاند كه يك حديث پيدا كرده است ! و از اين جا معلوم مىشود كه در اثر وضعى كه حكومت بيست ساله معاويه به وجود آورده بود ، خاندان پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در چه وضع ناگوارى قرار داشتند و دورى عامهء مردم از آن حضرت تا چه حد بوده و چه روزگار تاريكى مىگذرانيدهاند . حالا بهرهء اين زندگى چند ساله امام عليه السلام را با آثارحيرتانگيز و زنده هزار و چهارصد ساله ( تقريباً ) شهادت امام كه در جهان اسلام به ظهور و بروز پيوسته ، مقايسه كنيد تا صحت و سقم اين شبهه كه « چرا امام عليه السلام با استقبال شهادت خود عالم اسلام را از بركات وجودى خود محروم مىسازد ؟ » معلوم شود .
علاوه برآنچه گذشت اگر اين امر شبههاى داشته باشد ، پيش از آنچه مثلًا به سيدالشهدا عليه السلام وارد شود ، به تقدير خداوندى وارد خواهد بود ! كه چرا خداى تعالى براى امامى كه دنيا بايد از زندگىاش بهرهمند شود ، شهادت را مقدر فرمود و خون پاكش به زمين ريخته شد ؟
هامش
( 1 ) . از حضرت سيدالشهدا عليه السلام رواياتى در مسائل فقهى از طرف شيعه نقل شده است ولى همه آنها رواياتى است كه به روايت ائمه ديگر مانند حضرت صادق و حضرت موسى بن جعفر و حضرت رضا عليهم السلام - عن الصادق عن أبيه عن آبائه عن علي عليه السلام عن النبي صلى الله عليه و آله مثلًا - و آنچه ما نفى كرديم روايتى است كه غير امام از آن حضرت نقل كرده باشد كه دليل مراجعه مردم باشد