تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦

2 . طرز بحث

همين معناست كه در اين مقاله مورد بحث ماست و مىخواهيم نظر آيين مقدس اسلام را در اين‌باره تشريح كنيم ، البته از ديدگاه فلسفهء اجتماعى اسلام نه با طرز بحث فقه اسلامى ، خاصه فقه شيعه ؛ و كسانى كه مخصوصاً به فقه شيعه آشنايى دارند مىدانند كه طرز استدلال در اين مقاله با طرز استدلالى كه راجع به احكام شرعيه در فقه مىشود تفاوت بسيار دارد .

3 . جعل و اعتبار ولايت فطرى است

چنان كه توضيح داده شد ، قلمرو ولايت يك سلسله امور ضرورى است كه در جامعه از آنِ شخص معينى نبوده و متصدى معينى ندارد و خواه شخصيت صاحب‌كار عرضه و كفايت ادارهء آنها را نداشته باشد مانند مال ايتام و امور مربوط به مجانين و محجورين و غير آنها و خواه اساساً ارتباط به شخصيت معينه نداشته باشد مانند اوقاف عامه و امور عامهء اجتماعى مربوط به حكومت و به عبارت ديگر نوع كارهايى كه به واسطهء نداشتن متصدى معين بر زمين مانده و هرگز نمىشود در سر پا نگه داشتن آنها فروگذارى كرد . و چنان كه گذشت ، هر جامعه از جوامع بشرى در گذشته و حال حاضر از جامعه‌هاى مترقّى يا وحشى ، بزرگ و كوچك نسبت به اين‌گونه امور هرگز بىاعتنا نبوده و نمىباشد و هر جامعه‌اى نسبت به موقعيت خود در اين باب دست و پايى كرده ، ولايت و سرپرستى به وجود مىآورد و اين خود بهترين گواه است بر اين‌كه مسئلهء ولايت فطرى است . هر انسانى با نهاد خدادادى خود درك مىكند كه كار ضرورى ، كه متصدى معينى ندارد ، بايد براى آن سرپرستى گماشت .