تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
مسئلهء ولايت و زعامت

1 . معناى ولايت

ما افراد انسان كه بر روى همين زمين روزگاران دراز سكونت گزيده ، به توالد و تناسل پرداخته ، روزگار مىگذرانيم ، در عين حال كه طبعاً زندگى دسته‌جمعى و حيات اجتماعى را براى خود انتخاب نموده‌ايم ، در حد امكان دست به دست هم داده و به كار و كوشش دسته‌جمعى پرداخته ، محصول دست‌رنجِ خود را روى هم ريخته ، هر يك از ما تقريباً به اندازهء وزن اجتماعى خود از محصول نامبرده بهره‌مند مىشويم و البته چنين روشى بىاين‌كه استقلال تام فردى از ميان برود سر نمىگيرد ، هرگز انسانى كه جزو جمعى شده و روش تعاون و تشريك مساعى را در پيش گرفته و تصميم خود را به تصميم ديگران آميخته است نمىتواند از هر جهت مطلق‌العنان و آزاد بوده ، فعال مايشاء گردد ، با اين همه ، زندگى انسانى بىاين‌كه كم و يا زياد استقلال فردى داشته باشد ، تحقق‌پذير نيست . شخصيت‌هاى انسانى كه به منزلهء مادهء اجتماع و اجتماع به منزلهء صورت آن است ، بر شعور و اراده‌هاى جزئى و شخصى متكى است كه با از ميان رفتن آنها بىترديد از بين رفته و در نتيجه بنيان اجتماعى ( هرگونه اجتماعى فرض شود ) منهدم شده ؛ اركانش از هم خواهد پاشيد . هر فرد از افراد انسان در عين حال در آغوش اجتماعى ( راقى يا وحشى ) زندگى مىنمايد ، در كارهاى مربوط به شخص خود شخصاً شعور خود را به كار
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 153 | السيد محمدحسين الطباطبائي