تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
و البته بسيار روشن است كه تكرار عمل ، بالاخره به جايى خواهد رسيد كه صورت عمل درونى هميشه در ادراك و شعور انسانى حاضر بوده و با كمترين توجهى خودنمايى كرده و اثر خود را خواهد بخشيد ؛ مانند كشيدن نفس و نگاه كردن با چشم و سخن گفتن براى فهمانيدن مقاصد . آرى گاهى شدت ايمان به يك مطلبى عيناً كار تكرار عمل را انجام مىدهد . به هرحال ، همين هنگام است كه اين‌گونه تصديقات ذهنى بستگى به عواطف را به نام خلق مىناميم و هم ازاين روست كه گفته‌اند : اخلاق ملكه‌ها و صورت‌هاى ثابتهء نفسانى است كه بر اثر آنها عمل مربوط به آسانى از انسان سر مىزند . و از همين‌جاست كه اخلاق را گاهى از راه تكرار عمل و گاهى از راه تلقين حسن عمل و گاهى از هر دو راه به دست مىآورند . انسان ترسو گاهى آن قدر در مخاطرهء پس از مخاطره مىافتد كه ديگر خطر در پيشش از اهميت مىافتد كه گاهى به واسطهء تلقين قوى و تحريكى مهيج ، خود را در دهان مرگ مىاندازد . و به حسب حقيقت ، تأثير تكرار عمل در پيدايش اخلاق به تأثير اعتقاد ( صورت علمى ) برمىگردد ، زيرا كارى كه تكرار عمل در درون انسان انجام مىدهد اين است كه امكان و بىمانع و مقتضىدار بودن عمل را به ذهن تلقين مىكند ، تا كار به جايى مىرسد كه پيوسته امكان عمل و زيبايى وى در نظر انسان مجسم شده و مجال تصور مخالف نمىدهد . چنان كه كسى كه با خطرناك‌ترين درنده رو به رو شود ، تصور هولناك وى به واسطهء ترس دهشت‌آورى كه به دنبال خود مىآورد ، اصلًا فرار را از خاطرهء انسان محو ساخته و او را مانند چوب در جاى خود واقف مىسازد . و اگر چنانچه گاهى تصور مخالف به ذهن خطور كند ، جز در قيافهء خيالى واهى و بىاثر جلوه نخواهد كرد ، مانند كسى كه به امثال افيون و مشروبات الكلى عادى شده و