تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالت تشيع در دنياى امروز ( گفت و گويى ديگر با هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
« طبقات الاخيار » و « طرايق » و نظاير آنها كه متضمن جهات تاريخى طريقت و رجال طريقت است ، مراجعه نمايد در نهايت روشنى است . سخن ما اگرچه در سيرى بود كه طريقت عرفان در ميان اكثريت اهل سنت نموده بود و جهات نقص و فسادى را توصيف مىكرديم كه قوم گرفتار آن شده بودند ، ولى نمىشود انكار كرد كه اقليت شيعه نيز به همين درد مبتلا شده است و اتحاد محيط با تأثير قهرى و جبرى خود ، همين فساد را به داخل جمعيت اهل طريقت از شيعه نيز انعكاس داده است و همانطور كه روش عمومى اجتماعى اكثريت كه از سيرت جاريهء زمان رسول اكرم منحرف شده بود ، شيعه را تحت‌الشعاع قرار داده و نگذاشت سيرت نبى اكرم را پس از استقلال ، در ميان جمعيت متشكل خود اجرا و عملى سازد و همچنين سليقه‌هاى علمى كه شيعه از ائمه اهل‌بيت عليهم السلام اخذ كرده بودند ، با آن همه صافى و روانى ، در كمترين زمانى تحت تأثير سليقه‌هاى علمى جماعت قرار داده رنگ‌هاى نامطبوعى از آنها گرفت . همچنين طريقهء عرفان نيز به رنگ طريقت جماعت درآمد و تقريباً به نظر همان سرنوشت كه توصيف كرديم ، دچار شد . * * * در فصل‌هاى گذشته تذكر داديم كه فسادها و اختلالاتى كه در روش و اعمال طايفه‌اى كه از يك مشرب و مسلك عمومى كلى منشعب شده‌اند ، دلالت بر فساد و بطلان اصول اولى آن طايفه ندارد و به همين سبب بحث و كنجكاوى از چگونگى اصول اولى آنها را نبايد در روش و اعمال فرعى از آنها انجام داد ، بلكه بايد به سراغ مواد اولى اصول آنها رفت . از اين روى ، در تشخيص رابطهء شريعت و طريقت و لزوم و عدم لزوم موافقت ميان آنها ، از نظريه‌هاى خصوصى سلسله‌هاى مختلف عرفان چشم‌پوشى نموده به نظر كلى خود اسلام كه سرچشمهء خداشناسى مىباشد ( به هر معنا كه فرض شود ) ، مراجعه نماييم .
رسالت تشيع در دنياى امروز ( گفت و گويى ديگر با هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 97 | السيد محمدحسين الطباطبائي