پيشواى معنويت كه خود يكى از خلفاى اربعه و جانشين گذشتگان خود مىباشد ، در معارف اعتقادى و علمى اسلام نظرى ماوراء نظر ديگران داشته باشد ، همان موجودى اعتقاد و عمل تسنن را زمينه قرار داده با همان مواد اعتقادى و عملى كه در دست داشتند ، شروع به كار نمودند و با همان زاد و راحله عمومى ، راه سير و سلوك را پيش گرفتند .
اين رويه از دو جهت در نتايج سير و سلوك و محصول مجاهدات معنوىشان ، نواقصى به وجود آورد :
اولًا : نقطههاى تاريكى را كه در متن معارف اعتقادى و عملى داشتند حجاب گرديده و مانع گرديد كه يك سلسله حقايق پاك برايشان مكشوف شده خودنمايى كند و در نتيجه محصول كارشان مجموعهاى درآمد كه خالى از تضاد و تناقض نمىباشد .
كسى كه آشنايى كامل به كتب علمى اين طايفه دارد ، اگر با نظر دقت به اين كتب مراجعه نمايد ، صدق گفتار ما را به رأىالعين مشاهده خواهد كرد . وى يك رشته معارف خاصه تشيع را كه در غير كلام ائمه اهل بيت عليهم السلام ، نشانى از آنها نيست در اين كتب مشاهده خواهد كرد و نيز به مطالبى خواهد برخورد كه هرگز با معارف نامبرده قابل التيام نيست .
وى خواهد ديد كه روح تشيع به مطالب عرفانى كه در كتابهاست ، دميده شده است ولى مانند روحى كه در يك پيكر آفت ديدهاى جاى گزيند و نتواند برخى از كمالات درونى خود را به طورى كه شايد و بايد از آن ظهور بدهد ، يا مانند آينهاى كه به واسطهء نقيصه صنعتى گرهها و ناهموارىها در سطحش پيدا شود ، چنين آينهاى صورت مرئى را نشان مىدهد ، ولى مطابقت كامل را تأمين نمىكند .
ثانياً : نظر به اين كه روش بحث و كنجكاوى آنها در معارف اعتقادى و عملى كتاب و سنت ، همان روش عمومى بود و در مكتب علمى ائمه اهل بيت عليهم السلام ، تربيت نيافته بودند ، نتوانستند طريقه معرفت نفس و تصفيه باطن را از بيانات شرع استفاده نموده و دستورات كافى راه را ، از كتاب و سنت دريافت دارند ، لذا به حسب اقتضاى حاجت
رسالت تشيع در دنياى امروز ( گفت و گويى ديگر با هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 95
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٩٥