پيدا كرد ! و جعل حديث زياد شد . فضايل خلفا و موضوع خلافت و مدح شيعه و سنى و مدح أمّهات المؤمنين و مدح صحابه و فضايل بنىاميه و قريش و فضايل قبايل و شهرها ، و در نهايت روايات تفسير ، كه در فضايل و مطاعن بود و قصصالقرآن از يهوديان تازه مسلمان روايات عقايد ( هركس بر طبق عقيده خود ) محور جعل حديث شد ، تا آن جا كه حتى در احكام نيز به ويژه طبق اجتهاد خلفا ، و اجتهادات بنىاميه ، نيز حديث جعل كردند . . . !
اشخاصى كه در تاريخ اسلامى و حديث بررسى كرده و مطالعه مىكنند و مىخواهند به حقيقت يك مطلب برسند ، خواهند ديد كه تاريخ و حديث در اثر نوشته نشدن در اوايل و نداشتن تدوين و بررسى ، دستخوشِ فراموشى و تحريف شده و حقايق در ميان مجعولات و دروغها ناپيدا و پردههاى ضخيم روى حقايق كشيده شده است . اين است كه درك حقايق بسيار دشوار و بلكه تشخيص دروغ از راست براى غيراهل فن تاريخ و حديث ، محال است .
« علامه امينى » مىنويسد : طبرى كتاب تاريخ خود را با نقل مكاتبات كذاب جعال از شعيب مجهولالهويه و از سيف دروغگويى كه حديثش متروك و از درجه اعتبار ساقط است ، خراب كرده و 701 حديث از حوادث سال يازده تا سى و هفت كه دوران حكومت خلفاى نخستين است ، به همين طريق روايت نموده است و « ابن اثير » دنبال طبرى را گرفته بلكه قدرى هم بالاتر رفته است ، ( در جلد اول اين كتاب در بحث مربوط به عبداللَّهبن سبا راجع به دروغگويى « سيف » و غيره مفصلًا بحث شده است . و علامه سيدمرتضى عسكرى در كتاب خاص خود ، درباره عبداللَّه بن سبا ، به ريشهيابى دروغهاى تاريخ پرداخته است ) . و بعد از ابن اثير تاريخ ابن كثير را هركس مطالعه و بررسى كند ، خواهد ديد كه چگونه مطالب را زيرورو كرده و پرده بر روى حقايق تاريخى كشيده است !
علامه امينى در الغدير در تحت عنوان ( سلسلة الكذابين و قائمة الموضوعات ) در
رسالت تشيع در دنياى امروز ( گفت و گويى ديگر با هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 194
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٩٤