تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالت تشيع در دنياى امروز ( گفت و گويى ديگر با هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١

52 . به مباحث كتاب‌هاى :

النص والاجتهاد ، ص 76 و مكاتيب الرسول ، ج 1 ص 60 - 61 و شماره 27 از توضيحات همين كتاب ، مراجعه شود تا حقايق تاريخى در اين باره ، كاملًا روشن گردد .

53 . منع تفسير و حديث !

در جلد اول همين كتاب ، ص 335 - 336 در اين موضوع بحث كرديم و قسمتى از احاديث را در خصوص دستور صريح پيامبر ، درباره نوشتن احاديث درج نموديم و مرحوم علامه امينى ، در الغدير ، ج 6 ، ص 294 - 297 ، درباره چگونگى منع شدن مردم از حديث كردن ، قلم‌فرسايى كرده است ! « عمروبن ميمون » مىگويد كه يك سال به خدمت مسعود رفتم ، از وى « قال رسول‌اللَّه » نشنيدم مگر يك مرتبه ! « 1 » با اين كه پيغمبر اكرم به تعليم و تعلم امر مىفرمود ( سنن ابن ماجه ، ج 1 ، ص 50 - 51 و 54 - 56 و ج 1 اين كتاب ، ص 335 - 336 و الغدير ، ج 8 ، ص 154 - 158 ) ، اما خليفه حديث را قدغن كرد ! راستى چه منظورى از اين دستور وجود داشت ؟ آيا مىترسيدند كه دروغ پردازان به نام پيغمبر اكرم دروغ ببندند ؟ در اين صورت چرا خود خليفه ، حديث را تأليف‌نكرد ؟ و اسلام و مسلمانان را از خطر جعل و تحريف و نسيان نجات نداد ؟ يا چرا فقط دروغ‌گويان را از نقل حديث منع نكرد ؟ در اين ميان ابوذر و ابن‌مسعود و ديگران چه تقصيرى داشتند ؟ آيا مىخواستند كه آثار نبوى از بين برود و فقط كتاب خدا كافى بود ؟ آيا اين عمل بىاعتنايى به آثار نبوى و عدم اهتمام به سنت نيست ؟ « احمد امين »
هامش
( 1 ) . شرح شفا ، ج 2 ، ص 74
رسالت تشيع در دنياى امروز ( گفت و گويى ديگر با هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 191 | السيد محمدحسين الطباطبائي