البته مىدانيم كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله از دنيا رفت در حالى كه همه « حجاز » و بلاد « يمن » و « يمامه » و « بحرين » و قسمتى از « شام » مسلمان شده بودند و در مراسم « حجةالوداع » قريب 000 / 80 نفر شركت كرده بودند . بنابراين استبعاد ندارد كه 12000 هزار از صحابه را اسم برده باشند ، زيرا در فتح مكه تقريباً 10000 نفر جزو لشكر آن حضرت بودند . . . ولى بايد ديد كه چه مقدار حديث و روايت از اين عده به دست ما رسيده و يا از آنها باقى مانده است .
« ابوحنيفه » 17 روايت را صحيح مىداند « 1 » . « مالك » از اين همه احاديث نقل شده فقط 300 حديث را درست تشخيص داده است . « 2 »
« بخارى » از 000 / 600 حديث ، 2600 حديث را صحيح مىداند . « 3 »
« ابن حنبل » گويد كه هيچ يك از احاديث تفسير ، نزد من صحيح نيست . « 4 » البته روشن است كه احاديث بىشمارى در تفسير ، در كتب حديث نقل شده است .
« بخارى » 7000 حديث دارد كه 3000 آنها مكرر است . « 5 »
اگر خوانندگان محترم تعداد احاديث را زياد ببينند ، نبايد فريب ظاهر را بخورند بلكه بايد عمل صحابه و گفتار آنها را كه جزء حديث نوشته شده ، استثنا نمايند . يعنىدر واقع بايد احاديث مكرر و ضعيف را جدا كنند تا ببينند چقدر حديث باقى مىماند ، و آن وقت از خود بپرسند : چطور شد صحابه كرام ، با آن شماره زياد ، احاديث ناچيزى براى ما به يادگار گذاشتهاند . . . ؟
آرى بايد به اين حقيقت تلخ اعتراف كرد كه نوشته نشدن و حديث را درس نگفتن
هامش
( 1 ) . همين كتاب ( شيعه ) ، ج 1 ، ص 338
( 2 ) . همان ، ص 338
( 3 ) . همان
( 4 ) . حجرالاسلام ، ص 211
( 5 ) . همان