« بخارى » در صحيح 7000 حديث دارد كه تعداد 3000 از آن مكرر و 4000 باقىمانده را از ميان 000 / 600 حديثى كه در عصر وى متداول بود ، اخذ كرده است . . . از مردمان صالح دروغى بيشتر از دروغ حديث نديدم ! و « خالدبن يزيد » از « محمدبن سعيد دمشقى » نقل كرده كه گفت : « اگر كلام خوبى باشد ، در نظر من اشكال ندارد كه براى آن سندى جعل كنم » ! « 1 »
البته « احمد امين » علل جعل حديث را بازگو كرده و مىگويد : اختلاف عمده ابوبكر - اميرالمؤمنين و على - معاويه است ! و از « ابن ابىالحديد » نقل شده كه اكثر روايات مجعول درباره « فضايل » است كه در زمان بنىاميه براى سركوب « بنىهاشم » جعل نمودهاند . و از آن قبيل است روايات مربوط به فضايل قبيلهها و شهرها و روايات كلامى . . . و گاهى هم براى خواهش امرا حديث جعل مىكردند . « 2 »
محقق و نويسنده غربى « آدام متز » در كتاب معروف الحضارةالاسلاميه ، ج 1 ، ص 97 - 123 ، اختلافات سنى و شيعه را بررسى كرده و مىگويد : جعل اخبار از طرف شيعه و دشمنانشان از قديم الايام بوده است . . . ! « ابن اسحاق » متشيع بود . . . « عوانهبن الحكيم » براى بنىاميه جعل حديث مىكرد و همه اخبار مدائنى از او اخذ شده است . . .
گويد كه مقدسى روزى در مسجد جامع واسط مردى را ديد كه از پيغمبر حديث مىكند كه خدا معاويه را در روز قيامت در كنار خود جا مىدهد و او را عطر مىزند ! و مانند : عروس وى را آرايش مىكند ! مقدسى پرسيد : چرا ؟ گفت : زيرا با على جنگكرد . . . ! مقدسى گويد : كه به او سختگيرى نموده و بدرفتارى كردند ، زيرا مردى از عبّاد اصفهان مىگفت كه معاويه « نبىّ مرسل » است و مقدسى آن را نمىپذيرفت . . . !
خلاصه در زمان معاويه برحسب دستور معاويه ، اخبار « فضايل صحابه » ارزش
هامش
( 1 ) . راجع به دروغ گفتن بعضى ، به النصايح الكافيه ، ص 141 مراجعه شود
( 2 ) . فجرالاسلام