را در زمان آن حضرت داشت ، بالاترين احترام و مقام را حايز و صحابه بودن ، براى برخوردار شدن از هر نوع امتيازى كافى بود .
اين قضيه روى جريان عادى ، قهرى بود ! زيرا تفسير قرآن مجيد و بيان احكام از قول و فعل و تقرير پيغمبر اكرم ، به وسيله اينها انجام مىگرفت . علاوه مسلمانان علاقهاى كه به پيغمبر داشتند آنهايى را كه پيغمبر را از نزديك ديده بودند ، محترم مىكرد . . . در واقع مسلمانان زحمات صحابه را در راه دين ، منظور داشتند ، به ويژه آنهايى را كه در ايام ضعف اسلام در « بدر » كمك كرده بودند .
البته همه اينها صحيح و منطقى است ، ولى به نظر ما نبايد فقط صحابه بودن را عنوان كرده و از كردارهاى اشخاص چشم پوشيد و قلم عف به همهء اعمال آنان كشيد .
يعنى ، اين نكته را نبايد فراموش كرد كه همان طورى كه صحابه مقام و احترامشان بالاتر است ، مخالفت و خطايشان نيز به همين مناسبت ، بالاتر مىرود ، اگر جهاد و مواساة و فداكارى آنها پرارج است ، حسد و طمع گناهشان نيز بزرگ است .
. . . به هر حال رواياتى از نبى اكرم صلى الله عليه و آله در مدح صحابه نقل كردند ، و به وسيله آنها ، مردم را مرعوب و وادار به سكوت كردند چه كه برحسب آن اخبار ، احدى حق اعتراض به صحابه را ندارد ! « 1 »
در صحيح مسلم ، ج 7 ، ص 108 - 188 ؛ اصابه ، ج 1 ، ص 17 ؛ استيعاب ، ج 1 ، در مقدمه ؛ مسند احمد ، ج 3 ، ص 11 ، و 54 و 63 و شرح نهج البلاغه ابن ابىالحديد ، ج 4 ، ص 454 و 462 رواياتى در اين زمينه نقل شده است و قاضى در شفا و ملاعلى قارى هم در شرح شفا ، ج 2 ، ص 88 - 97 و 554 ، رواياتى در اين موضوع آورده و نتيجهگيرىهايى نمودهاند . مثلًا قاضى عياض مىنويسد : « از احترام و نيكى به پيغمبر ، توقير اصحاب آن حضرت است و همچنين احسان و حقشناسى و استغفار براى آنها
هامش
( 1 ) . ر . ك : مكاتيب الرسول ، ص 25 ؛ تاريخ آل محمد تأليف قاضى بهلول بهجت و النصائح الكافيه