5 . تبعيد شده رسول خدا « حكمبن العاص » را كه ابوبكر و عمر حاضر نشدند او را به مدينه بياورند ، به مدينه آورد و خلعتى قيمتى و مال زيادى به وى بخشيد ! « 1 »
6 . « مسجدالحرام » را توسعه داد و خانههاى جمعى را خريد و گروهى كه از فروختن استنكاف كردند ، خليفه به زور خانههاى آنها را خراب كرد و پولش را در بيتالمال قرار داد و خودشان را زندانى نمود . « 2 »
7 . « وليدبن عقبه » و « عبداللَّهبن سعدبن ابى سرح » و « معاويه » و « سعيد » و « عبداللَّهبن عامر » و ديگر فساق و فجّار را كه معلومالحال بودند ، به جان و مال مسلمانان مسلط نمود . « 3 »
8 . « احرام قبل از ميقات » را جايز ندانست . « 4 »
9 . « عبداللَّهبن مسعود » را به امر عثمان از پايش گرفتند و آن قدر كشيدند تا دو تا دنده از دندههاى او شكست و بيهوش شد . « 5 »
10 . قرآنهايى را كه خود قبول نداشت ، آتش زد . « 6 »
11 . عده « طلاق خلعى » را يك « طهر » قرار داد و حال آن كه صريح قرآن مجيد « سه قرء » است . « 7 »
هامش
( 1 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 141 ؛ مروج الذهب ، ج 2 ، ص 343 ؛ تاريخ ابوالفداء ، ج 1 ، ص 178 و الغدير ، ج 8 ، ص 248 - 263
( 2 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 142 ؛ تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 310 ؛ كامل ، ج 3 ، ص 33 و الغدير ، ج 8 ، ص 132
( 3 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 142 - 143 ؛ مروجالذهب ، ج 2 ، ص 343 - 346 ؛ تاريخ الخلفاء ، ص 104 - 106 ؛ اصابه ، ج 2 . « شماره 5450 ؛ الإمامه ، ج 1 ، ص 29 ؛ كامل ، ج 3 ، ص 30 - 37 ؛ تاريخ ابوالفداء ، ج 1 ، ص 175 - 176 ؛ تاريخ طبرى ، ج 3 در تاريخ عثمان و بدايه ، ج 7 ، تاريخ عثمان
( 4 ) . الغدير ، ج 8 ، ص 213 - 219
( 5 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 147 ؛ تاريخ الخلفاء ، ص 106 ؛ مروج الذهب ، ج 2 ، ص 347 و الغدير ، ج 9 ، ص 3 - 14
( 6 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 147 و بدايه ، ج 7 ، ص 217
( 7 ) . الغدير ، ج 8 ، ص 202 - 205