عمر با اين كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله او را نهى فرمود ، آن را نپذيرفت و حتى روايتى نيز نقل كرد كه « إنّ الميت ليعذب ببكاء أهله عليه » ! و ابنعباس و عايشه اين حديث را انكار نمودند . « 1 »
19 . عمر مىگفت اگر كسى جنب بود و آب پيدا نكرد ، نبايد نماز بخواند ! و به گفتار پيغمبر اكرم اعتنا نكرد . « 2 »
20 . عمر در مقابل نبىّ اكرم صلى الله عليه و آله هم جسور بود و گاهى شديداً به پيامبر اعتراض مىكرد ! بلكه فرمايش پيغمبر صلى الله عليه و آله را نمىپذيرفت . هنگامى كه پيغمبر اكرم به جنازه « عبداللَّه بنابى » نماز مىخواند ، عمر اعتراض نمود ! « 3 » در صلح « حديبيه » نيز بر خلاف نظريه نبىّاكرم شديداً اصرار مىورزيد . « 4 »
البته اجتهادات خليفه دوم زياد است و ما قصد تفصيل نداريم ، طالبان به كتاب الغدير ، ج 6 و النص والاجتهاد مراجعه كنند .
29 . اجتهاد عثمان
پس از مرگ خليفه دوم « عثمان بن عفان » اموى روى كار آمد و همانطورى كه خود « عمر » پيشبينى كرده بود ، پستهاى حساس را به جوانان بنى اميّه واگذار كرد و
هامش
( 1 ) . ترتيب مسند امام شافعى ، ج 1 ، ص 200 ؛ صحيح مسلم ، ج 3 ، ص 42 - 43 ؛ الغدير ، ج 6 ، ص 163 . اما جالب است كه عمر فقط در مرگ « خالدبن الوليد » اجازه داد كه زنها براى او گريه كنند ! ( البدايه ، ج 7 ، ص 116 و تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 135 )
( 2 ) . صحيح مسلم ، ج 1 ، ص 193 ، باب تيمم ؛ النص و الاجتهاد ، ص 167 - 168 ؛ الغدير ، ج 6 ، ص 83 - 91 و دايرةالعمارف فريد وجدى ، كلمه « جهد »
( 3 ) . تاريخ الخلفاء ، ص 83 ؛ النص والاجتهاد ، ص 107 - 109 ؛ از كنزالعمال ، ج 1 ، ص 247 و اصابه ، ج 4 ، ترجمه « عطيه » ؛ كامل ، ج 2 ، ص 112 ؛ بدايه ، ج 5 ، ص 34 - 35 و مسند احمد ، ج 1 ، ص 16
( 4 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 280 ؛ بدايه ، ج 7 ، ص 184 - 185 ؛ صحيح مسلم ، ج 5 ، ص 175 ؛ النص والاجتهاد ، ص 95 - 96 و از بخارى و غيره . . . مكاتيب الرسول ، ج 1 ، ص 282 ؛ از ارشاد مفيد و سيره حلبيه ، ج 3 ، ص 25 ؛ سيره زينى دحلان و حاشيه حلبيه ، ج 2 ، ص 211 ؛ سيره ابنهشام ، ج 3 ، ص 366 و 367 و صحيح مسلم ، ج 175