بدايةو نهايه ، ج 6 ، ص 303 ؛ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 2 ، ص 8 ؛ كامل ، ج 2 ، ص 129 ؛ كنزالعمال ، ج 3 ، حديث شماره 2235 و 2239 و 2307 و تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 106 نقل شده است . همچنين در الغدير ، ج 7 از مسند احمد ، ج 1 ، ص 14 ؛ رياض نضره ، ج 1 ، ص 177 ؛ كنزالعمال ، ج 3 ، ص 126 ؛ طبقات ابن سعد ، ج 3 ، ص 139 و 151 ؛ شرح نهج البلاغه ابن ابىالحديد ، ج 4 ، ص 168 ؛ المجتنى تأليف ابن دريد ، ص 27 ؛ عيون الأخبار از ابن قِتبه ، ج 2 ، ص 234 ؛ تهذيبالكامل ، ج 1 ، ص 6 ؛ عقدالزيد ، ج 2 ، ص 158 ؛ اعجاز القرآن ، ص 115 ؛ سيره حلبيه ، ج 3 ، ص 388 . ( اين مدارك را ما از كتاب الغدير نقل مىكنيم ، و براى مزيد استفاده ، به آن كتاب ارزشمند ، مراجعه شود ) .
مورخان در نقل اين خطبه ، مانند ساير چيزها ، اختلاف دارند . « علامه امينى » در الغدير چهار نسخه نقل نموده است . « ابنكثير » خطبه را بدين نحو نقل كرده است :
« مردم ، من همانا مانند شما هستم . شايد شما از من متوقع همان چيزهايى باشيد كه پيغمبر طاقت آنها را داشت ، زيرا پيغمبر برگزيده خدا و معصوم بود . همانا من تابعم و بدعتگذار نيستم . اگر درست كار كردم ، از من تبعيت كنيد و اگر كج رفتم ، راستم كنيد ! پيغمبر از دنيا رفت ، كسى از او طلب كار نبود حتى ضرب يك تازيانه بلكه كمتر از آن را ! و مرا شيطانى هست كه به سراغ من مىآيد ، اگر نزد من آمد از من دورى كنيد . . . » .
خطبه به هر نحوى نقل شده باشد ، شاهد خوبى است بر اين كه خليفه « اجتهاد » خود را رسماً اعلان نموده و ضمناً تواضع و فروتنى هم مىكند و بدينوسيله مسلمانان را از خود راضى مىكند و در عين حال ، اخطار و تهديد نيز مىنمايد . با اين كه پيغمبر اكرم در دم مرگ فرمود : « مردم آتش شعلهور گشته و فتنهها ، مانند شب تاريك روآورده است ، قسم به خدا ، به من چيزى نسبت ندهيد ، زيرا من حلال نكردهام مگر چيزى را كه قرآن حلال كرده و حرام نكردهام ، مگر چيزى را كه قرآن حرام كرده است . « 1 » » و فرمود : « چيزى از اوامر خدا را ترك نكردم مگر اين كه شما را به
هامش
( 1 ) . سيره ابن هشام ، ج 4 ، ص 332