حديث « المهدى من ولدى » از كلمات جامعهء نبىاكرم صلى الله عليه و آله ، و يكى از روايات قطعىالصدور مىباشد ، كه همهء طوايف و طبقات مسلمين آن را روايت كرده و پذيرفتهاند ، و در روايات زيادى از طرق فريقين ، تصريح به اسم و اسم پدر نيز شده و بيان شده كه آن حضرت ، پسر امام يازدهم شيعهء اثنىعشرى مىباشد .
منظور از اين سخن اين نيست كه به اثبات عقيدهاى از عقايد شيعهء اثنىعشرى پرداخته و مخالفين شيعه را به اين اعتقاد مذهبى ملزم سازيم ، بلكه منظور اين است كه اثرى كه شيعه از تصور امام غايب و اعتقاد به وجود وى دريافت مىكند ، و استفادهء معنوى كه از اين راه عايدش مىشود ، پس از گذشتن دو قرن و نيم از هجرت پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله شروع نمىشود .
بلكه ، پيغمبر اسلام با بيان صريح و اخبار قطعى خود ، به « مهدى » موعود ، پيش از موسم ولادتش ، آن حالت معنوى را كه با اعتقاد به « مهدى » در باطن يك نفر مسلمان واقعبين جلوهگر مىشود ، در نفوس عموم اهل اسلام به وجود آورده ، و در مسير معنوى ، مورد استفادهشان قرار داده است .
و به عبارت ديگر ، روشى كه اسلام به منظور تأمين سعادت واقعى بشر ، براى پيروان خود تعيين كرده - يعنى روش ممزوج از « اعتقاد و عمل » - به نحوى است كه بدون اعتقاد به ظهور مهدى ، اثر واقعى كامل خود را نمىتواند ببخشد .
تصور ظهور مهدى در رديف تصور وقوع قيامت مىباشد ، و چنانكه اعتقاد به پاداش عمل ، نگهبان داخلى است كه به هر نيكوكارى امر و از هر بدكارى نهى مىكند ، همچنين اعتقاد به ظهور مهدى ، نگهبان ديگرى است كه براى حفاظت حيات درونى پيروان واقعبين اسلام گماشته شده است .
توضيح اينكه : ما با يك نظر كلى كه به جهان آفرينش افكنيم ، مىبينيم كه هر نوعى از انواع مختلف آفرينش ، از نخستين روز پيدايش متوجه آخرين مقصد كمالى و هدف نوعى خود بوده ، و با نيروى مناسب آن كه مجهز است ، براى رسيدن به اين
شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 89
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٨٩