تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
ما فوق طبيعت سپرده و براى مقام آفريدگار جهان كرنش مىنمايند ، عده‌اى از آنها به اميد پىبردن به اسرار پس پرده غيب به مجاهدات و رياضات پرداخته و از لذايذ مادى و شهوات نفسانى چشم پوشيده و به تخليه و تجريد نفس پرداخته‌اند . و اين همان تصوف است ، اگرچه در ميان هر طايفه به اسم مخصوصى ناميده مىشود . و طبعاً اين روش ، در اسلام نيز خودنمايى كرده و نشو و نمايى نموده است ؛ و جمعيت قابل توجهى از عالم تسنّن و هم‌چنين از عالم تشيع اين راه را رفته‌اند . چيزى كه هست اين است كه : چنان‌كه روشن شد ، طريقهء تصوف را نبايد مذهب خاصى و در رديف ساير مذاهب گذاشت ؛ مثلًا گفته نمىشود كه مذاهب تسنّن ، اشعريّت و اعتزال و تصوف و غير آنهاست ، بلكه هر يك از مذاهب اسلامى صوفى و غير صوفى دارد . و تقسيم حقيقى چنان‌كه سابقاً اشاره نموديم ، اين است كه براى نايل شدن به واقعيات و حقايق هستى كه اديان و مذاهب به سوى آنها دعوت مىكنند ، سه راه تصور شده است : راه ظواهر بيانات دينى - كه حقايق را در لفافهء دعوت ساده حفظ نموده است - و راه استدلال عقلى با منطق فطرى كه راه تفكر فلسفى است ، و راه تصفيه نفس و مجاهدات دينى ، كه راه عرفان و تصوف است . البته چنان‌كه از بيانات گذشته روشن شد ، همهء طبقات دينى ، همهء اين‌طرق را نمىپذيرند ؛ ولى نظر ما معطوف به جنبهء انتقاد و مناقضه نبوده و به نفع يا ضرر مذهبى از اين مذاهب ، يا طريقى از اين طرق ، قضاوت نكرده ، و مقصد ديگرى داريم . مطالب زيادى در تأليفات و آثار متصوفه يافت مىشود كه از جهاتى خالى از موافقت با مذاق شيعه نيست ، و يكى از آنها همان موضوع قطب مىباشد كه در سؤال درج شده است . اينان مىگويند كه در هر عصرى از اعصار ، وجود يك شخصيت انسانى لازم است ، كه حامل حقيقت ولايت بوده ، و عالم هستى با وى قيام داشته باشد .
شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 87 | السيد محمدحسين الطباطبائي