تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
خلاصه اين‌كه ، دعوت اسلامى ، از همان روزهاى نخستين پيدايش خود ، گوش پيروان خود را از راه كتاب و سنت ( عقل هم كه موافق بود ) با اين مطلب پر كرده و افهامشان را با اين معنا آشنا مىساخت كه : روش اسلام ( يعنى اجابت نداى وجدان و نهاد خدادادى كه به متابعت حق ، در اعتقاد و عمل ترغيب مىكند ) متابعت يك حقيقت زنده ، و يك نيروى شكست‌ناپذير غيبى است كه پيوسته جامعهء بشرى را به سوى سعادت رهبرى مىنمايد ، و حتماً روزى خواستهء خود را فعليت داده و جامهء عمل خواهد پوشانيد . هر فرد مسلمانى بايد اين حقيقت را نصب‌العين خود قرار داده و مانند روز روشن در آن ترديد نكند كه جامعهء اسلامى كه او در آن زندگى مىكند ، چنان‌كه در باطن جز نورانيّت و طهارت صفتى ندارد ، روزى خواهد رسيد كه در ظاهر نيز چنين شده و تبديل به يك جامعهء بهشتى گردد ، و هر عيب و نقيصه‌اى كه فعلًا دارد ، و هر پليدى و تيرگى كه در گوشه و كنارش يافت مىشود ، تدريجاً و دفعتاً ، از بين رفته روزى تبديل به نورانيّت و طهارت خالص و سعادت و روحانيّت محض خواهد شد . با وجود ايمان به يك چنين حقيقتى ، ديگر تصور مغلوبيت و خسارت سعى ، براى يك فرد مسلمان محال است . زيرا وى مىداند كه اگر چنين روزى را درك نمايد ، غرق سعادت گرديده ، كام دنيوى و اخروى خود را خواهد گرفت ، و اگر درك نكند جامعه‌اش ، كه باز از نقطهء نظر واقع‌بينى و فكر اجتماعى همان « خودش » مىباشد ، با درك آن روز سربلند است ، و او - به شخصه - جزو روندگان اين راه و فدائيان اين مقصد بوده و پاداش عمل وى پيش خداى دانا و بينا هدر نخواهد رفت . اين ايمان ، يك نيروى معنوى به انسان مىبخشد ، كه با وجود آن پيوسته خود را خوشبخت و كامروا مىبيند ، و هرگز با تراكم ناملايمات و فشار روزگار و شكنجهء گرفتارىهاى مرگبار ، اميد نجات و رستگارى را از دست نداده و روحيهء اسلامى خود را نخواهد باخت .
شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 92 | السيد محمدحسين الطباطبائي